قبر و برزخ در قرآن

«برزخ» به معنی چیزی است که در میان دو شیء حایل شود، سپس این معنی توسعه یافته و به هر امری که در میان دو چیز یا دو مرحله قرار گیرد، اطلاق شده است.

در اینجا منظور از «برزخ»، جهانی است که میان دنیا و عالم آخرت قرار دارد، یعنی هنگامی که روح از بدن جدا می‌شود، پیش از آنکه بار دیگر در قیامت به بدن اصلی باز گردد، در عالمی که میان این دو عالم است و برزخ نامیده می‌شود قرار خواهد داشت.

قرآن مجید گرچه بحث زیادی در مورد برزخ ندارد، و نسبتاً از کنار این مسئله، ساده گذشته است، ولی با این حال، تعبیرات صریح و روشنی در آیات متعدد در این زمینه دارد که می‌تواند اصول کلی مربوط به جهان برزخ را برای ما روشن سازد.

 

بهشت و دوزخ برزخی در آیات و روایات

از جمله آیاتی که بر وجود بهشت و جهنم و ثواب و عقاب در دوزخ اشاره دارد، آیات یکصد و پنجم تا یکصد و هشتم ، از سوره هود می‌باشد که می‌فرماید: «روزی می‌رسد که هیچ صاحب نفس و جانداری بدون اذن خدا نمی‌تواند تکلم کند؛ و در آن روز مردم به دو گروه سعید و شقی قسمت می‌شوند. اما آن کسانی که شقی و بد عاقبتند، آنان در آتش خواهند بود و زفیر و شهیق آتش که همان شعله های فروزان و لهیب و زبانه های افروخته آنست آنان را فرا خواهد گرفت . (و ممکن است گفته شود که زفیر و شهیق جهنم، از خود جهنمیان است چنانکه لفظ لهم بر آن دلالت دارد) .

مراد از بهشت و جهنم دنیوی ، بهشت و جهنم برزخی است ؛ و چون عالم برزخ از تتمه عالم دنیاست و در آنجا از صورت و کم و کیف وجود دارد لذا از آن به دنیا نیز تعبیر کنند

آنان در میان آتش تا هنگامی‌که آسمان و زمین بر پاست جاودانه زیست خواهند نمود مگر اینکه پروردگار تو بخواهد؛ و حقاً که پروردگار تو به هر کاری که اراده کند تواناست . و اما آن کسانی که سعید و پیروزند، آنان در بهشت خواهند بود و در آنجا تا هنگامی‌که آسمان و زمین بر پاست مخلد و جاوید خواهند بود مگر آنکه پروردگار تو بخواهد؛ و این عطای غیر مقطوعی است که به آنان خواهد رسید .

علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش گوید: این آیات راجع به برزخ است ، قبل از بر پا شدن قیامت .

خلود در آتش ، خلود در آتش دنیاست تا وقتی که آسمان‌ها و زمین هستند؛ و خلود در بهشت ، یعنی بهشت دنیوی که ارواح مؤمنان بدان جا انتقال می‌یابند و مراد از غیر مقطوع بودن عطای بهشتیان ، آنست که این بهشت برزخی متصل می‌شود به بهشت قیامتی . و این آیات رد کسانی است که عذاب قبر را منکرند، و عقاب و ثواب را در برزخ دنیا قبل از قیام قیامت قبول ندارند (تفسیر علی بن ابراهیم، طبع سنگی 1313، ص 315-314).

و همان طور که در کلام این مرد بزرگ ظاهر است مراد از بهشت و جهنم دنیوی ، بهشت و جهنم برزخی است ؛ و چون عالم برزخ از تتمه عالم دنیاست و در آنجا از صورت و کم و کیف وجود دارد لذا از آن به دنیا نیز تعبیر کنند.

خدای تعالی :النارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوا وَ عَشِیا؛ هر صبح و شام بر آتش عرضه می‌شوند» (غافر/46). چون غُدُو و عَشی، که همان چاشتگاه و شبانگاه است که مشرکین را عرضه بر آتش می‌دارند، در دار دنیا و عالم برزخ است ؛ و اما در قیامت ، دیگر چاشتگاه و شبانگاهی وجود ندارد.

و دیگر، گفتار خدای تعالی : «وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَ عَشِیا؛ و صبح و شام روزیشان در آنجا برقرار است» (مریم/62). چون بُکْرَة و عشی ـ که به معنای صبح و شب است و در آن هنگام روزی بهشتیان به آن‌ها می‌رسد ـ در عالم بهشت دنیا و برزخ است ، که ارواح مؤمنین بدان جا منتقل می‌شوند، و اما در بهشت‌های خلد، در آنجا صبح و شبی وجود ندارد.

عذاب جهنم

و دیگر، گفتار خدای تعالی :وَ مِن وَرَآنءِهِم بَرْزَخٌ إِلَی" یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ و پشت سرشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند» (المؤمنون/100). چون این آیه راجع به عذاب و ثواب برزخ است ، و حضرت صادق علیه‌السلام گفته‌اند: مراد از برزخ ، قبر است که در آنجا ـ که بین دنیا و آخرت است ـ ثواب و عذاب به اهلش می‌رسد. و دلیل بر این مدعی همچنین قول ایشان است که فرمود

وَ اللَهِ مَا نَخَافُ عَلَیْکُمْ إلا الْبَرْزَخَ؛ سوگند به خدا که ما بر شما نگران نیستیم مگر از عالم برزخ» (و اما در قیامت چون در آنجا شفاعت بدست ماست پس ما اولی هستیم به شفاعت نمودن از شما.

 

تفاوت‌های اساسی بین بهشت برزخ و آخرت

1. بهشت برزخ موقت، ولی بهشت آخرت دائمی است. (...قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَــلَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُون...) (1) سرانجام او را شهید کردند و[ به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند.»

 این بهشت و بهشتی که در آیه 169آل عمران، شهیدان بعد از شهادت در آن وارد می‌شوند بهشت برزخ است و این بهشت موقت خواهد بود، چون از آیات و روایات این‌طور فهمیده می‌شود که بهشت جاویدان در قیامت، نصیب مؤمنان خواهد شد. (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقَام أَمِین * فِی جَنَّـت وَ عُیُون....لاَ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الاُْولَی...) (2) پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی هستند. در میان باغ‌ها و چشمه‌ها...هرگز جز همان مرگ اول که در دنیا چشیده اندنخواهد چشید.

2. بهشت برزخ نمونه کوچکی از بهشت آخرت است.

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: القبر اما روضة من ریاض الجنه او حفرة من حفر النیران(3) قبر، یا باغی از باغ‌های بهشت، یا حفره ای از حفره های دوزخ است.

از جمله کسانی که پاداش برزخی خود را دیدند سلمان فارسی است که او را سلمان محمدی هم می‌گویند ویکی از سابقین در اسلام و از کسانی بوده است که برای به دست آوردن حق و حقیقت رنج‌ها و سختی هارا متحمل شد تا آخرالامر به مقصود خود رسید

3. نعمت‌های بهشت برزخی به بدنی از غیر بدن عنصری (بدن مادی دنیایی) تعلق می‌گیرد; بدنی که متناسب با حیات برزخی است که به اصطلاح متکلمان به آن، بدن یا قالب «مثالی» گویند فقط آرایش و رنگ ماده را دارد ولی نعمت‌ها در بهشت آخرت، شامل بدن و روح هر دو می‌شود .آیات بسیاری از جمله آیات سوره شریفه الرحمن بر این مطلب دلالت دارد.(4)

 

پاداش برزخی نیکوکاران

افرادی بودند که در این جهان اعمال و کردارشان نیک بوده و در برزخ پاداش آن را گرفتند. به چند نمونه از آنان اشاره می‌کنم .

پاداش برزخی سلمان

از جمله کسانی که پاداش برزخی خود را دیدند سلمان فارسی است که او را سلمان محمدی هم می‌گویند ویکی از سابقین در اسلام و از کسانی بوده است که برای به دست آوردن حق و حقیقت رنج‌ها و سختی هارا متحمل شد تا آخرالامر به مقصود خود رسید .

ایشان در اثر ایمان کامل و رأی درست و و فداکاری که راجع به اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و احکام داشت، پاداش عظیمی در عالم برزخ به او دادند .ابن عباس می‌گوید: بعد از مرگ سلمان، او را به خواب دیدم . در حالی که تاجی از یاقوت بر سر و حلّه های بهشتی بر تن و زر و زیور بر اعضای بدن خود داشت و مانند پادشاهان بر تختی نشسته بود .  از روی تعجب گفتم :تو سلمانی ؟! جواب داد : آری ، گفتم تو همان آزاد شده‌ی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) هستی ؟ گفت : بلی ، گفتم : ای سلمان ! آیا این پاداش و منزلت نیک را  خداوند به تو عنایت فرموده است ؟ گفت : بلی . گفتم : ای سلمان ! در بهشت بعد از ایمان ، چه چیزی فضیلتش از همه بیشتر است ؟ گفت : ای ابن عباس ! بعد از ایمان به خدا و رسولش ، چیزی با فضیلت‌تر در بهشت از دوستی امیرالمؤمنین (علیه السلام) و اقتدا کردن به آن حضرت ندیدم .

«ميان آن دو دريا فاصله‏اى است كه به حدود يكديگر تجاوز نمى‏كنند و به هم نمى‏آميزند».
آيه سوم: «لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون‏» (5).
«گناهكاران گويند تا شايد به تدارك و جبران گذشته كردار نيك انجام دهم و به آن خطاب شود كه هرگز چنين نخواهد شد و گناهكاران كلمه «ارجعننى‏» را كه از سر حسرت بر زبان رانند و نتيجه‏اى نگيرند، كه از عقب آنها عالم برزخ است تا روزى برانگيخته شوند.
غير از اين آيه، آيات ديگرى نيز در قرآن ذكر شده كه از مجموع مطالب آنها استفاده مى‏شود كه عالم برزخ واسطه بين عالم دنيا و عالم آخرت است از جمله آنها:
«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون‏» (6).
«(اى پيامبر) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند و نزد پروردگارشان (در عالم برزخ) روزى داده مى‏شوند».
در آيه 171 سوره آل عمران مى‏فرمايد:
«و از نعمت‏خدا و فضل او (نسبت‏به خودشان در عالم برزخ) مسرورند و (مى‏بينند كه) خداوند پاداش مؤمنان را ضايع نمى‏كند (نه پاداش شهيدان و نه پاداش مجاهدان را كه شهيد شدند)».
«يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحيوة الدنيا و في‏الآخرة...» (7).
خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مى‏دارد هم در اين جهان و هم سراى ديگر (در عالم برزخ و سراى آخرت).
از همه اين آيات استفاده مى‏شود كه بعد از مرگ، عالم برزخ است تا روزى كه مبعوث شوند و اين برزخ عالم قيامت نيست‏ يعنى انسان پس از مرگ بلافاصله به روز قيامت منتقل نمى‏شود.
شخصى به امام صادق عليه السلام عرض كرد: چه مى‏فرماييد در آيه «النار يعرضون عليها غدوا و عشيا...» (8). «آتش است كه هر صبح و شام كه آنان بر آن عرضه مى‏شوند؟» فرمود: «ديگران چه مى‏گويند؟» عرض كرد: «مى‏گويند آن آتش جهنم جاويد (آخرت) است و گويند كه بين صبح و شام عذابى نباشد». فرمود: «پس اينها خوشبخت‏اند «كه بخشى از روز را در آسايش بسر مى‏برند». عرض كرد: «پس چگونه است؟» فرمود: «اين، در دنيا است كه مربوط به عالم برزخ است. و اما جهنم جاويد محتواى اين آيه است: «... و يوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب‏» (9).
«روزى كه قيامت‏برپا شود (مى‏فرمايد:) آل فرعون را در سخت‏ترين عذابها وارد كنيد».
در احاديث معتبر از پيامبر و ائمه عليهم السلام در توضيح عالم برزخ چنين وارد شده است:
«البرزخ هو امر بين امرين و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الآخرة و هو قول الصادق عليه السلام و الله ما اخاف عليكم الا البرزخ‏» (10).
«برزخ همان امر بين دو امر ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است و آن قول امام صادق عليه السلام است كه مى‏فرمايد: «به خدا سوگند من بر شما (شيعيان) نمى‏ترسم جز از مرحله برزخ بين دنيا و آخرت‏».
در مورد آيه «و من ورائهم برزخ..» امام صادق عليه السلام فرمود: «هو القبر و ان لهم فيه لمعيشة ضنكا و الله ان القبر لروضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النار».
«مراد از برزخ همان قبر مى‏باشد و البته براى كافران هر آينه زندگى سختى در آنجا مى‏باشد به خدا سوگند كه قبر هر آينه باغى از باغهاى بهشتى (براى مؤمنين) و ياحفره‏اى از حفره‏هاى آتش جهنم (براى كافران و..). مى‏باشد (11).
از اينرو امام صادق عليه السلام خطاب به شيعيان آن زمان مى‏فرمايد:
«والله اتخوف عليكم في البرزخ. قلت ما البرزخ؟ فقال: القبر منذ حين موته الى يوم القيامة‏». من بر شما (شيعيان) در عالم برزخ مى‏ترسم، راوى مى‏گويد: من به امام صادق عليه السلام گفتم كه عالم برزخ كجا است؟ فرمود: قبر است، زندگى در آن از زمان مرگ تا روز رستاخيز ادامه دارد».
امام صادق عليه السلام به جمعى از شيعيان خود فرمود: به خدا قسم كه تنها خطرى كه من بر شما احساس مى‏كنم، برزخ است و چون قيامت‏شود و كار به دست ما برسد، ما بر كار شما از خودمان اولويت داريم (12).
از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت‏شده است كه فرمود: «ارواح مؤمنان عالم در برزخ به كنار چشمه‏اى از بهشت‏به نام «سلمى‏» زندگى مى‏كنند (13).
«ابوبصير» مى‏گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم ارواح مؤمنين پس از مرگ در چه وضعند؟ فرمود: «در برزخ در ميان غرفه‏هايى از بهشت‏بسر مى‏برند، از خوراك بهشتى مى‏خورند و از آب آن مى‏نوشند و منتظر انجاز وعده پروردگار خود هستند» (14).
پس عالم برزخ حائل بين دو شى‏ء يعنى مابين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا روز بعثت است پس كسى كه مى‏ميرد، داخل برزخ مى‏شود كه واسطه و حائل بين دنيا و آخرت است (15

برزخ در قرآن

چرا در قرآن در زمينه برزخ بجز دو يا سه آيه بيشتر توضيح داده نشده است؟ و چرا در مورد برزخ همانند جهنم و بهشت آيه وجود ندارد تا بتوان بهتر با برزخ آشنا شد؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- برزخ در سر تکاملی و صعودی انسان منزل میانه و توقفگاه موقت است و با عالم آخرت که منزلگاه دائم و جاوید است تفاوت دارد به همین خاطر آگاهی ما در باره قیامت و آخرت باید بیش از عالم آخرت باشد و شاید به همین دلیل آیات برزخ کمتر از ایات آخرت و بهشت و جهنم است .
2- در آیات و روایت معصومین و نیز با استدلات عقلی و فلسفی عالم برزخ تا حدودی تشریح شده و نظام حاکم بر ان تبیین شده است و در این باره کناب های فراوانی تالیف شده است .
3- برزخ چيزي است که ميان دو شيء حايل شود. از اين رو به جهاني که ميان دنيا و آخرت واقع مي شود برزخ اطلاق مي گردد؛ چنان که در دو سورة «فرقان»، آية 53 و سورة «الرحمن»، آية 20 بيانگر فاصلة ميان دو درياست. از ديدگاه قرآن و روايات، برزخ و قبر يک چيز است که گاهي از آن به «عالم قبر» و گاهي از آن به «جهان برزخ» ياد مي شود. قرآن کريم در آياتي از جهان برزخ خبر داده است؛ مانند: 1ـ «حتي إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون لعلّي أعمل صالحاً فيما ترکتُ کلاّ إنّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلي يوم يبعثون» مؤمنون/99ـ100 ؛ [زماني که مرگ يکي از تبه کاران فرا رسد گويد: پروردگار من! مرا باز گردان، شايد در آنچه ترک و کوتاهي کردم عمل صالحي انجام دهم، ولي به او گفته مي شود: چنين نيست و هرگز بر نخواهي گشت. اين درخواست و وعده سخني است که بر زبان مي آورد و اگر بازگردد همان کردار سابق را تکرار کند، و پشت سر آنان برزخ است تا روزي که بر انگيخته مي شوند.] برخي از تفاسير برزخ را عين ثواب يا عقاب بين دنيا و آخرت دانسته است؛ زيرا امام صادق(ع) فرمود: برزخ همان قبر (در اصطلاح قرآن) است: البرزخ هو القبر وهو الثّواب و العقاب بين الدّنيا و الآخرة والدّليل علي ذلک قول العالم: «والله ما نخاف عليکم إلاّ البرزخ» ؛(نر الثقلين 3/553.) امام صادق(ع) جهان برزخ را فاصلة ميان زمان مردن تا زمان قيام قيامت معرفي کرده است. عمر بن يزيد از آن حضرت(ع) پرسيد: برزخ چيست؟ آن حضرت فرمود: «القبر منذ حين موته إلي يوم القيامة» ؛(همان 3/554) ؛ [از هنگام مرگ آدمي وارد برزخ مي گردد؛ خواه او را در زمين دفن کنند يا وي را با آتش بسوزانند يا غذاي درندگان شود يا در دريا غرق گردد.] حق تعالي دربارة بت پرستان زمان حضرت نوح(ع) مي فرمايد: «ممّا خطيئاتهم أُغرقوا فأُدخلوا ناراً» نوح/25 ؛ بر اثر خطا کاري‎ها غرق شدند و به مجرد غرق شدن به آتش وارد شدند. البتّه اين سخن غير از تشريفات فقهي مانند لزوم غسل دادن، حنوط و کفن کردن و نماز خواندن و خاک سپاري و نيز نماز ليلة الدّفن است. اگر ميّت را دفن نکنند نيز برزخ و سؤال و جواب قبر دارد. از اين رو برزخ را قيامت صغرا مي نامند. برزخ قيام و زندگي جديد و جهاني نو است؛ خواه گودالي از گودال‎هاي دوزخ باشد، يا باغي از باغ‎هاي بهشت. پس برزخ معبر و دالان ورودي به قيامت و حشر اکبر است و انسان در ادامة مسير زندگي دنيا وارد جهان برزخ مي شود، که سراسر آگاهي و حيات است: «النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهو»؛ (بحار 4/42) در برزخ حقايق جهان هستي تا حدّي بر او منکشف و از خواب چندين ساله بيدار مي شود و نتيجة کردارش را با شگفتي تمام مي نگرد؛ خواه بدن او بپوسد يا سالم بماند يا بسوزد يا طعمه حيوانات گردد؛ يعني انسانيت انسان که تمام حقيقت انسان را تشکيل مي دهد وارد جهان برزخ مي شود البته در آن عالم داراي بدن خواهد بود، هر چند بدن آن عالم مناسب با عقيده، اخلاق و اعمال اوست، از يک سو و مناسب با برزخ است، از سوي ديگر. 2ـ «قالوا ربّنا أمتّنا اثنتيْن وأحْييتَنا اثنتين» مؤمن/11 ؛ [پروردگارا ما را دوبار ميراندي و دو بار زنده کردي.] 3ـ «ولا تقولوا لمن يُقتل في سبيل الله أموات بل أحياءٌ ولکن لا تشعرون» بقره/154 ؛ [کسي را که در راه خدا کشته شد مرده نپنداريد، بلکه او زندة ابدي است، ليکن شما اين حقيقت را در نمي يابيد.] مفسران اين حيات را برزخي دانسته اند؛ گرچه اختصاصي به آن ندارد. يونس بن ظبيان از حضرت صادق(ع) نقل مي کند: خداوند هر گاه روح مؤمني را قبض کند، روح او را در قالبي همگون قالب دنيوي او قرار مي دهد و هر گاه کسي بر آنان وارد گشت، او را به همان صورتي که در دنيا داشته است مي شناسند: «يا يونس المؤمن إذا قبضه الله تعالي صيّر روحه في قالب کقالبه في الدّنيا فيأکلون و يشربون، فإذا قدم عليهم القادم عرفوه بتلک الصّورة الّتي کانت في الدنيا» ؛(مجمع البيان 1/434؛ نور الثقلين 1/142) 4ـ «ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله أمواتاً بل أحياءٌ عند ربّهم يُرزقون» آل عمران/169 ؛ [البته نپنداريد که شهيدان راه خدا مردەاند، بلکه زنده و در نزد خدا متنّعم خواهند بود.] پيامبر اکرم(ص) ذيل اين آية بياني نزديک به روايت يونس دارد. سپس مي افزايد: جعفر بن ابي طالب را که در جنگ موته شهيد شد، در حالي مشاهده کردم که با دو بال همراه فرشتگان در پرواز بود (مجمع البيان 2/883.) بنابراين، شهيدان نخواهند مرد و نمردە وارد بهشت برزخي مي شوند؛ گرچه از لحاظ قوانين حاکم بر طبيعت مي ميرند و مردەاند. 5ـ «ممّا خطيئاتهم أُغرقوا فأُدخلوا ناراً» نوح/25؛ [از کثرت گناه در دريا غرق شدند و به آتش در افتادند.] مفسران، اين آتش را همانند آتشي که در آيه بعد مطرح است، برزخي مي دانند و چنان که قبلاً گذشت، اين گونه از آتش‎ها در درون آب هم موجود است؛ زيرا مربوط به خود شخص تبه کار است. 6ـ «النّار يُعرضُون عليها غدوّاً وعشيّاً» غافر/46 [صبحگاهان و شامگاهان بر آتش عرضه مي شوند.] پيامبر(ص) فرمود: هرگاه يکي از شما از دنيا برود، اگر از اهل بهشت باشد از بهشت، و اگر از اهل آتش باشد از جهنّم هر صبح و شام جايگاهش به او عرضه مي شود؛ و به او گفته مي شود: اين موقف معين، جايگاه توست وقتي در قيامت خداوند تو را مبعوث کرد، به اين جا منتقل مي شوي (بحار 6/275؛ مجمع البيان 8/818.) امام صادق(ع) در تفسير آيه مزبور فرمودەاند: اين رخداد پيش از قيامت است؛ زيرا در قيامت صبح و شام نيست. پس اگر کافران هر صبح و شام معذّب مي شوند معلوم مي شود در برزخ و پيش از قيامت است (مجمع البيان 8/818.) 7ـ «و مَن أعرض عن ذکري فإنّ له معيشةً ضَنکاً ونحشره يومَ القيمة أعمي» طه/124 ؛ [هر که از ياد من (خدا) روي برتابد زندگيش تنگ و روز قيامت نابينا محشور مي شود]، که معيشت ضنک را برخي بر برزخ تطبيق کردەاند. 8ـ «يثبّت الله الّذين امنوا بالقول الثّابت في الحيوة الدّنيا و في الاخرة» ابراهيم/27 اين آيه و آيات بعد، بر بهشت برزخي دلالت دارد. 9ـ «والّذين‎هاجروا في سبيل الله ثمّ قُتِلوا أو ماتوا ليَرزقنّهم الله رزقاً حسناً» حج/58 ؛ [آنان که در راه رضاي خدا از وطن خود هجرت کردند و در اين راه کشته شدند، يا مرگشان فرا رسيد البتّه خدا رزق و روزي نيکويي نصيبشان مي گرداند.] 10ـ «قيل ادخل الجنّة قال يا ليت قومي يعلمون بما غفَرلي ربّي و جعَلَني من المُکرمين» يس/26ـ27 ؛ [به او گفته شد داخل بهشت شو. گفت: اي کاش قبيله من از اين نعمت بزرگ آگاه بودند که خدا چگونه در حقّ من مغفرت فرمود و مرا مورد لطف و کرم خود قرار داد. آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن) .
4- ما با اینکه در همین عالم مادّه زندگی می کنیم ، هنوز بسیاری از اسرار و رموز آن برایمان مکشوف نیست و روزی نیست که بشر کشف تازه ای درباره ی جهان نداشته باشد. برای مثال ما هنوز نمی دانیم حقیقتاً جسم از چه چیزی درست شده و الکترونها و پروتونها و کوارکها از چه ساخته شده اند؟ هنوز نمی دانیم ماهیّت نور چیست؟ حتّی بدن خود انسان برایش معمّایی است ناگشوده. هنوز حقیقت عقل و خیال و عواطف و ... برای ما مکشوف نیست. از همه مهمّتر روح ما که حقیقت ماست ، ماهیّتش برایمان روشن نیست. و این در حالی است که طبق روایات ، عالم مادّه با تمام عظمتش ، در مقابل عالم برزخ ، چون انگشتری است در وسط یک بیابان وسیع. پس چگونه انتظار داشته باشیم که خداوند متعال تمام اسرار برزخ را برای ما بیان نماید؟
البته مخفی نماند که هم حقیقت عالم برزخ ، تا حدود زیادی برای حکما الهی روشن است ؛ امّا آنچه آنان می دانند از راه مطالعه ی کتب سطح پایین ، به چنگ کسی نمی آید. برای کسب این حقایق باید زحمت تحصیل حکمت را به خود داد و بعد از یادگیری علوم مقدّماتی ، حدّ اقلّ باید ده سال زحمت مداوم کشید تا راهی به سوی حکمت گشود. امّا فراتر از حکما آنان که حقیقت عالم برزخ را دریافته اند عرفای حقیقی می باشند ـ نه صوفیّه ی فریبکار ـ . لکن علم آنها از راه الفاظ و مفاهیم نیست ؛ بلکه آنان در سایه شهود ، به دیدار آن حقایق بار یافته اند.
پس چنین نیست که راه برای فهم حقایق غیبی بسته باشد ؛ امّا باید توجّه داشت که روزی هر کسی در فهم حقیقت این امور ، به اندازه ی تلاش علمی و عملی اوست. بنا بر این ، اگر حضرت عالی چنین یافته اید که عالم برزخ به اندازه ی کافی شناسانده نشده ، باید از خود سوال کنید که: آیا حقیقتاً حقایق کم گفته شده اند یا من از آنها کمتر اطّلاع یافته ام؟ اگر حضرت عالی این پرسش را از بنده می کردید ، پاسخ بنده این بود که شما بزرگوار کم در پی این حقایق بوده اید. بلی ممکن است شما بسیار گشته باشید ؛ امّا مهمّ این است که کجا گشته اید؟! یقیناً اگر کسی در وسط کوچه دنبال سنگ طلا بگردد نمی یابد. چون جای سنگ طلا ، معدن طلاست نه وسط کوچه. معدن علوم نیز کتابهای بزرگان علم و سینه ی اهل شهود است نه کتب سطح پایین.
2ـ در قرآن کریم و روایات نیز مطالب فراوانی درباره ی عالم برزخ و آخرت مطرح شده ؛ بلکه منبع اصلی علما و حکما و عرفا نیز همین آیات و روایات می باشند. امّا باید توجّه داشت که بهره برداری هر کسی از این منابع به اندازه ی اطّلاعات علمی و طهارت درونی اوست ؛ و چنین نیست که میزان فهم و برداشت همگان از این منابع یکسان باشد. قرآن کریم به صراحت می فرماید: « ... وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ ــــــ و نازل نمودیم بر تو اين كتاب را كه بيانگر همه چيز است »(النحل:89 ) ؛ امّا کیست که حقیقت همه چیز را از این کتاب به ظاهر کم حجم بتواند استخراج نماید؟ آنکه به تمام آن آگاه است انسان کامل می باشد و بعد از او هر انسانی به اندازه ی راهی که طیّ نموده از حقایق موجود در قرآن کریم بهرمند می باشد.
پس باید توجّه داشت که برزخ شناسی و آخرت شناسی ، به معنی حقیقی کلمه ، با خواندن چند کتاب عامیانه و صرف وقت اندک ممکن نیست. هر متاعی قیمت شایسته ی خود را دارد ؛ پس برای برزخ شناسی و آخرت شناسی باید عمر گذاشت و زحمت تحصیل و تحقیق و مطالعه را تمحّل نمود. و البته حتماً باید چنین نمود ؛ چرا که ما را جز برای همین نیافریده اند. ما را برای دنیا نساخته اند که عمر خود را صرف آن کنیم ، ما را برای زندگی اخروی ساخته اند ، پس باید عمر خود را صرف شناخت و تحصیل آن کنیم تا ضرر نکرده باشیم.
5- در مورد جزئیّات مرگ و عالم برزخ ، اگر مایلید که اطّلاعاتی به دست آورید ، پیشنهاد می شود کتاب « معاد یا بازگشت بسوی خدا » نوشته ی استاد محمّد شجاعی را مطالعه فرمایید. این کتاب که در اصل دو جلد می باشد ، تا حدودی دشوار می باشد ؛ لذا توسّط محمّد رضا کاشفی در چندین جلد کوچک تلخیص و ساده نویسی شده است. لذا اگر موفّق به استفاده از اصل کتاب نشدید ، می توانید از صورت ساده شده ی آن استفاده نمایید.