حضرت مهدی وقران
حضرت مهدی در آیات قرآن

در قرآن، آیات بسیارى وجود دارد كه به شهادت روایات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(علیه السلام) و قیام جهانى او نازل گردیده است.
در كتاب شریف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(علیه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سید هاشم بحرانى و با بهره گیرى از دهها جلد كتب تفسیر و حدیث، تألیف گردیده، مجموعاً (132) آیه از آیات كریمه قرآن ذكر شده كه در ذیل هر كدام یك یا چند روایت در تبیین كیفیت ارتباط آیه با آن حضرت(علیه السلام)، نقل شده است.
در اینجا به ذكر چند روایت در این مورد، بسنده مى كنیم:
1 ـ امام صادق (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدّین كلّه و لو كره المشركون»(1) فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده است و تا زمان قیام قائم (علیه السلام) نیز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (علیه السلام)به پا خیزد، هیچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشایند مى شمارد.»(2)
2 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره آیه شریفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» (3) فرمود:
«زمانى كه قائم(علیه السلام) قیام نماید، دولت باطل از بین خواهد رفت.»(4)
3 ـ امام صادق (علیه السلام) در بیان معناى آیه كریمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض یرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شایسته خدا كه وارثان زمین هستند، حضرت قائم(علیه السلام) و یاران او مى باشند.» (6)
4 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذین إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»(7) فرمود:
«این آیه درحق آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(علیه السلام)و یاران او كه خداوند شرق و غرب زمین را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسیله آنان دین را پیروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى میراند.»(8)
5 ـ امام سجاد(علیه السلام) زمانى كه این آیه شریفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكّننّ لهم دینهم الّذى ارتضى لهم و لیبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى و لایشركون بى شیئاً» (9) فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شیعیان ما اهلبیت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمین و اقتدار بخشیدن به دین را ـ به وسیله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى این امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمین را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»(10)
6 ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت كند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.»(12)
«اَللّهُمَّ فَاَعطِنا فی هذِهِ العَشیَّةِ ما سَئَلناکَ»
خداوند در قرآن کریم در آیات متعددی وعده تشکیل حکومت واحد جهانی اسلام، بسط دین اسلام ، غلبه آن بر همه ادیان ، زمامداری صلحا و ارباب لیاقت و پیروزی حزب الله را داده است.
در این زمینه آیات بسیاری در قرآن کریم وارد شده است .محققان امامیه کتب مستقلی درباره "مهدی در قرآن" نگاشته اند که از جمله آن ها کتاب "المحجّة فی ما نَزَل فی القائم الحجّة" تالیف محدث و مفسر خبیر سید هاشم توبلی بحرانی است.مولف در این کتاب 120 آیه از آیات قرآن کریم را به استناد احادیث وارده بر امام مهدی(ع) تطبیق کرده است.همچنین سید صادق شیرازی در کتاب" المهدی فی القرآن" 110 آیه از آیات قرآن را به استناد احادیث فریقین به امام مهدی (ع) تطبیق کرده است.و نیز تعدادی دیگر از بزرگواران که در این زمینه فعالیت داشته اند که مجال ذکر نام آن ها نیست.
در نوید های قرآن کریم چهار رکن اساسی برای کارنامه قیام مصلح جهانی بیان شده است:
1- حکومت واحد جهانی بر اساس توحید به رهبری موعود قرآن تشکیل خواهد شد و اداره آن به دست مردم صالح و با ایمان واگذار خواهد گردید.
2- برنامه های عالی اسلامی و نظام کامل حکومت "الله"در سرتاسر جهان بدون کم و کاست اجرا می شود و همه احکام الهی به خود جامه عمل خواهد پوشید.
3- بیم و هراس توده مردم از بین خواهد رفت و آرامش و امنیت کامل در سراسر گیتی برقرار خواهد گردید.
4- همگان خدای یکتا را پرستش خواهند کرد و هرگونه شرک و بت پرستی ریشه کن خواهد شد.[1]
قرآن
بفرموده حضرت علی (ع) امام زمان(عج) رای ها را به قرآن باز می گرداند پس از آنکه قرآن را به رای های خود باز گردانده باشند.[2] این کلام حضرت روشن می کند که اندیشه دینی پیش از ظهور گاهی بر اساس هوس ها و منافع شخصی شکل می گیرد و عالمان دنیا مدار اصول و فروع دینی و آیات وحی را به دلخواه تفسیر و تاویل می کنند چنانکه احادیث دیگری نیز به این تصریح دارد .
حضرت امیر (ع) می فرماید :
" مهدی (ع) کتاب و سنت مرده را زنده می کند."[3]
در عصر حکومت حضرت آموزش قرآن و مفاهیم دینی به طور چشمگیری گسترش می یابد و مردم به عبادت و دین روی می آورند.[4]
امیر مومنان علی (ع) می فرماید:
" گویا شیعیانم را می بینم که در مسجد کوفه گرد آمده اند و با برپایی چادر هایی مردم را به همان ترتیبی که قرآن فرود آمده بود آموزش می دهند"[5]
امام صادق (ع) می فرماید:
گویا می بینم که شیعیان علی (ع) قرآن ها را دست دارند و مردم را آموزش می دهند ."[6]
امام باقر(ع) می فرماید:
" در روزگار حضرت مهدی(ع) به اندازه ای به شما حکمت و فهم داده خواهد شد که یک زن و در خانه اش بر طبق قرآن و سنت پیامبر(ص) قضاوت می کند."[7]
اوصاف یاران امام مهدی(عج) در قرآن
در قرآن، آیاتی وجود دارد که ویژگیهای برشمردة آنها را، میتوان بر یاران خاصّ حضرت مهدی(عج) تطبیق داد و در بعضی از روایات نیز بیان شده که این آیات در مورد مهدی(عج) و اصحاب ایشان است؛ از جمله میفرماید:
نور آل محمد
از القاب حضرت مهدى (ع) است .
در روايات آمده است كه در آيه شريفه، والله متم نوره (1) يعنى به ولايت قائم (ع) و به ظهور آن حضرت،
و در آيه واشرقت الارض به نور ربها (2) مراد، روشن شدن زمين به نور آن حضرت است. در يكى از زيارات جامعه نيز در اوصاف آن حضرت مى خوانيم: نور الانوار الذی تشرق به الارض عما قلیل روايت شده از جابر بن عبدالله انصارى كه گفت: در مسجد كوفه داخل شدم، در حالى كه اميرالمؤمنين(ع) با انگشتان مبارك خود مى نوشت و تبسم مى فرمود.
گفتم: يا اميرالمؤمنين(ع) چه چيز شما را به خنده آورده است؟
فرمود: عجب دارم از آن كه اين آيه را مى خواند، ولى به حق، به آن معرفت ندارد.
گفتم: كدام آيه فرمود: الله نور السَموات و الارض، تا آخر مثل نوره كمشكوة، "مشكوة" محمد(ص) است .
فیها مصباح، منم مصباح .
زجاجة الزجاجة حسن و حسين (ع) هستند.
كانهاكوكب درى على بن الحسين (ع) .
ويوقد من شجرة مباركة محمد بن على (ع) است.
زيتونه، جعفر بن محمد(ع) است
لا شرقیه موسى بن جعفر(ع) است.
ولا غربیه على بن موسى الرضا(ع) است.
یكاد زيتها يضء محمد بن على (ع) است.
لو لم تمسسه نار على بن محمد(ع) است .
نور على نور حسن بن على (ع) است.
ويهدى الله لنوره من يشاء قائم مهدى (ع) است .(3)
در پاره اى از اخبار معراج آمده است كه نور آن حضرت، در عالم اظله ميان انوار ائمه (ع)، مانند ستاره اى درخشان بود در بين سايركواكب .(4)
توقعات امام زمان(عج):توجه به آن حضرت همراه با محبت
امام زمان (ع) در توقیع شریفی خطاب به شیعیان می فرمایند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستی به سوی ما قرار دهید و در مسیر دستورات روشن و قطعی دین حرکت کنید که همانا من برای شما خیرخواهی می کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نیکو بودن شما و رحمت و مهربانیمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمی پرداختیم.»
در پرتو روایات در می یابیم که پس از ظهور حضرت مهدی(عج)، تمامی صحراها، دشت ها و زمین های خشک و سوزان، در اندک مدتی به مزرعه های سرسبز تبدیل شده و به دلیل باران های پیاپی و مفید و حفر نهرهای پُر آب، جای جای زمین طراوت و نشاط بهاری به خود می گیرد.
یکی از برکات عصر ظهور که تأثیر بسزایی در کشاورزی می گذارد، افزایش بارندگی هاست. پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با اشاره به این مطلب می فرمایند: «در آخرالزمان در میان امّتم، مهدی، آن نجات بخش ملّت ها قیام می کند. خداوند، تمام قلمرو حکومت جهانی او را به وسیله باران سیراب می کند و زمین، گیاه و روییدنی های خویش را می رویاند. آن گرامی، اموال عمومی را به شیوه ای عادلانه به مردم می بخشد و به دامداری و دامپروری و رونق اقتصادی اهمیّت می دهد و امّت را تکریم کرده و بزرگی می بخشد.»
هم چنین در پرتو روایات در می یابیم که پس از ظهور حضرت مهدی(عج)، تمامی صحراها، دشت ها و زمین های خشک و سوزان، در اندک مدتی به مزرعه های سرسبز تبدیل شده و به دلیل باران های پیاپی و مفید و حفر نهرهای پُر آب، جای جای زمین طراوت و نشاط بهاری به خود می گیرد.
اما سخن از چرایى غیبت و سبب آن و وجهى که غیبت را به وسیله آن مى توان نیکو شمرد، بعد از بیان اصولى که ذکر شد روشن مى باشد.
زیرا هنگامى که به آن روشى که دو اصلِ عقلى مذکور به آن انجامیدند، دانستیم که همانا امام در این عصر فقط حضرت حجة بن الحسن(علیهما السلام)است و نه جز او. و نیز دانستیم که غایب از دید مردم است و نمى توانیم او را با چشم ببینیم.
مى توانیم نتیجه بگیریم که او ـ با فرض عصمت و با در نظر گرفتن اینکه تکلیف امامت و رهبرى در او متعیّن گردیده و بر عهده او واجب گردیده است ـ غایب نشده است مگر بخاطر سببى که اقتضاى چنین غیبتى را داشته و مصلحتى که انگیزه این پنهان بودن را ایجاد کرده و ضرورتى که او را به اینگونه نهانزیستى وادار کرده است ـ اگرچه این وجه وسبب براى ما به شکل مشخص و جزئى و با تفصیلات آن معلوم نباشد ـ زیرا اینگونه تشخیص و تجزیه و تفصیل، چیزى نیست که علم و آگاهى قطعى به آن لازم باشد.
سخن در باره غیبت و وجه مشخص و سببِ تفصیلى آن از حیث امکان و عدم امکان یا لزوم و عدم لزوم، مانند آگاهى یافتن به مراد و منظور خداوند تعالى از آیات متشابه در قرآن کریم است که ظاهر آنها به خلاف چیزى است که عقل درک مى کند مثلا از ظاهر آنها جبر یا تشبیه و غیر آن فهمیده مى شود که مخالف با نتایج عقلى علم کلام است.
پس همچنانکه ما و مخالفین ما علم قطعى و آگاهى تفصیلى به وجوه این آیات و تأویل و توجیه آنها را لازم نمى دانیم بلکه همه ما قائل هستیم به اینکه: وقتى ما به حکیم بودن خداوند تعالى علم داریم و مى دانیم که ممکن نیست بخلاف آن صفات و ویژگیهایى که دارد خبرى بدهد; بطور کلى درک مى کنیم که براى همه این آیات وجوه صحیح و تأویلات درستى بر خلاف ظاهرشان وجود دارد که مطابقت با نتایج دلایل عقلى دارد اگرچه ما به شکل تفصیلى نتوانیم به آن وجوه و تأویلات، علم پیدا کنیم. زیرا نیازى به آن نداریم و همین مقدار که علم اجمالى داریم که مراد از این آیات خلاف معناى ظاهرى آنهاست و هرکدام تأویل و وجهى مطابق با عقل دارد براى ما کفایت مى کند.
منجی در کلام خداوند:
بيش از یکصد آيه قرآن براساس روايات معتبر به وجود حضرت امام مهدي و ويژگيهاي آن شخصيت باعظمت و همچنين قيام و انقلاب جهاني آن حضرت، اشاره كرده است. که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می کنم:
1 ـ خداوند می فرماید: "اراده و مشيت ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفان زمين ـ كه بر اثر ستم ستمكاران به ضعف كشيده شدهاند ـ منّت نهيم (و ايشان را مشمول مواهب خويش نماييم.) و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار داده و نيرومند و صاحب قدرت و حكومت گردانيم." این آيات بشارتي است در مورد پيروزي حق بر باطل و برچيده شدن بساط ظلم و تباهي. كه نمونههاي آن را ميتوان در پيروزي حضرت موسي و بنياسرائيل بر فرعونيان و همچنين پيروزي و حكومت حضرت محمد(ص) جستجو كرد اما نمونه كامل آن با ظهور حضرت امام مهدي تحقق مييابد.
حضرت اميرالمؤمنين در اين زمينه فرمودهاند: "دنيا پس از سركشي، به ما (اهلبيت) روي ميآورد.ـ همچون شتري كه از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميكند و براي بچه خود آن را نگه ميدارد." سپس آيه "ونريد ان نمنّ ..." را تلاوت فرمود. در روايت ديگري نيز درباره همين آيه ميفرمايد: "اين گروه آل محمد هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمتهايي كه برايشان تحميل ميگردد، مبعوث ميكند و به ايشان عزت ميدهد و دشمنان آنها را ذليل ميگرداند." از امام سجاد(ع) نيز اين چنين نقل شده كه: "سوگند به كسي كه محمد را به حق، بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، نيكان از ما اهلبيت و پيروان آنها به منزله موسي و پيروان او ميباشند و دشمنان ما و پيروان آنها به منزله فرعون و پيروان او هستند. سرانجام، پيروزي از آن ماست."
2 ـ در آیه دیگر می خوانیم که: "بگو: حق فرا رسيد و باطل نابود گشت، چرا كه باطل نابود شدني است." بر اساس روايات معتبر و فراوان، اين پيروزي نهايي و حكمفرماي عدالت در سرتاسر گيتي مربوط به قيام حضرت حجت(عج) ميشود. امام باقر(ع) در توضيح و تفسير «جاء الحق و زهق الباطل» فرمودند: "اين سخن الهي مربوط به قيام قائم ميشود كه دولت باطل برچيده خواهد شد.
3 ـ در آیه دیگري خداوند می فرماید: "ذخيره الهي براي شما بهتر است اگر مؤمن باشيد..." چون این آيه اطلاق دارد، چنين معنايي از آن بدون اشكال است كه بگوييم: بقيةاللّه از همه چيزهايي كه شما حساب كنيد، برايتان بهتر است و هيچ نعمتي به پاي آن نميرسد. هرچند كه اين آيه مربوط به داستان حضرت شعيب(ع) ميباشد. قائم نخستين سخني كه پس از قيام خويش بر زبان ميآورد همين آيه است. اما بر اساس روايات معتبر، اين آيه با وجود حضرت وليعصر(عج) تطبيق ميكند. امام باقر(ع) فرمودند: "قائم نخستين سخني كه پس از قيام خويش بر زبان ميآورند همين آيه است."
4 ـ در آیه دیگر این طور آمده است که: "آنها (مخالفان اسلام) ميخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش نمايند اما خداوند اراده كرده كه اين نور الهي را همچنان برگستره و كمالش بيفزايد (تا تمامي جهان را در برگيرد.) هرچند كافران را خوش نيايد." و سپس چنين ادامه ميدهد: "خدا كسي است كه رسول خويش را با هدايت و دين حق فرستاد تا وي را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نيايد." آيا اين پيروزي اسلام كه در این آيه بدان اشاره شده منطقهاي و محدود است ياخير؟ از آن جايي كه هيچ قيدي در آيه وجود ندارد تا دليل برمحدوديت اين پيروزي باشد پس بدون شك روزي فرا خواهد رسيد كه اين وعده الهي محقق گردد و در روي زمين دين اسلام، تنها دين پيروز باشد.
براساس روايات متعدد با ظهور امام مهدي(عج)، اسلام فراگير و جهاني خواهد شد، در تفسير مجمع البيان از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است كه: "(در زمان ظهور حضرت امام مهدي) بر روي زمين هيچ خانهاي باقي نميماند ـ نه خانههايي كه از سنگ و گِل ساخته شده و نه خيمههايي كه از كرك و مو بافته شده ـ مگر آنكه خداوند نام اسلام را در آن وارد ميكند." در تفسير مجمع البيان، همچنين از امام باقر(ع) چنين آورده است كه: "وعدهاي كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدي محقق ميگردد، پس در آن روز هيچ كس روي زمين باقي نخواهد ماند مگر آنكه به (حقانيت) محمد اقرار ميكند."
5 ـ آيه شريفه دیگری که به حضرت مهدی(عج) اشاره دارد این است که: "در موقع طغيان يهود، ما يك عده را براى سركوبى آنها مىفرستيم كه آنها را بهجاى خود بنشانند." در روايات متعددى اين آيه تأويل به ظهور حضرت بقيةاللّه شده است. كه اين آيه راجع به مؤمنين و ايرانيهايى است كه قبل از ظهور حضرت مهدى زمينه ظهور آن حضرت را فراهم مىكنند.
در همين زمينه تفسير نورالثقلين از روضه كافى نقل كرده است كه امام صادق(ع) فرمودند: "مراد از «بعثنا عليكم» اشخاصى هستند كه قبل از ظهور مهدى با دشمنان اهل بيت مقابله و آنها را نابود مىكنند. همچنین از امام صادق نقل شده است كه روزى اين آيه را قرائت فرمودند، يك نفر از اصحاب عرض كرد: "يا بن رسولاللّه اين آيهاى كه الان قرائت فرموديد درباره چه اشخاصى است؟" حضرت سه مرتبه فرمودند: "واللّه آنها اهل قم هستند."
با وجود این همه ستم و فسادی که در دنیا رایج شده و خود امام زمان(عج) هم شاهد آن هستند، چرا ظهور نمیکنند؟ امام عصر وقتی بیاید ظالمان و مستکبران را نابود میکند؛ اما چرا این کار وقتی صورت میگیرد که جهان پر از ظلم شود؟ مگر پیشگیری بهتر از درمان نیست؟
باید توجه داشت که آنچه موجب ظهور امام زمان(عج) میشود، آمادگی مردم برای پذیرش حکومت امام و همچنین وجود یاران مخلص و فداکاری است که دستورهای امام را دقیقاً اجرا کنند و در این راه از هیچ کوششی فروگذاری نکنند. بنابراین وجود ستم و پر شدن عالم از آن، باعث ظهور نمیشود، آری، در روایات آمده که حضرت زمانی ظهور میکند که زمین پر از ستم شود، اما معنای این روایتها این نیست که پر شدن جهان از ظلم و ستم، علت ظهور است، بلکه میفرماید: هنگام ظهور وضع جهان چنین خواهد بود و حضرت در اوج بیداد و ستم ظهور خواهد کرد، به عبارت دیگر، این احادیث گویای اوضاع جهان در زمان ظهور است، نه بیان کننده علت ظهور.
پس اگر بخواهیم ظهور هر چه سریعتر اتفاق بیفتد، باید زمینه پذیرش حکومت عدل امام مهدی(عج) را در خود و جامعه به وجود آوریم و به جایی برسیم که بدانیم به جز امام زمان(عج) کسی نمیتواند ما را به نیکبختی برساند و هر چه امام امر کند، به سود ماست؛ گرچه این عدالت مهدوی، گاه به ضررمان نیز تمام شود، البته پر شدن جهان از ستم نیز انسان را برای هر چه زودتر به نتیجه رسیدن، یاری میرساند.
نکته بعد این که باید دریابیم پیشرفت صنعت و علم، بدون معنویت و انسانیت، به تنهایی نمیتواند برای مردم عدالت و سعادت بیاورد؛ بلکه انسانی الهی لازم است تا به کمک علم و هدایت او، نیازهای واقعی بشر پاسخ گفته شود و او راه سعادت را به همه نشان دهد، بنابراین برای ظهور حضرت مهدی(عج) آمادگی عمومی جامعه برای حقپذیری و ظلم ستیزی آنان و فراهم شدن یاران مخلص و فداکار، ضروریترین شرط ظهور است و در غیر این صورت، امام به تنهایی نمیتواند کاری انجام دهد؛ چنان که ائمه گذشته نتوانستند جامعه را اصلاح کنند.
پس مهم، فراهم شدن زمینه ظهور است که در رأس آنها، آمادگی جامعه انسانی برای پذیرش دولتی کاملاً حقگرا و ظلم ستیز، بر اساس فرمانهای الهی قرار دارد؛ و گرنه هر اندازه هم بیداد زیاد باشد، امام ظهور نخواهد کرد؛ چون زمینه ظهور فراهم نشده است و ایشان نمیتواند برنامه الهی خود را اجرا کند.با توجه به مطالب یاد شده، روشن شد که برای تسریع در ظهور امام زمان باید یاوران مخلص و توانمندی تربیت شوند و در فضای جامعه و در سطح بینالملل، نام و یاد حضرت گسترش یابد و فرهنگ مهدویت تبلیغ شود تا مردم مشتاق و آماده پذیرش حکومت عدل جهانی امام مهدی(عج) شوند.
چاه عریضه چیست ؟ آیا مورد تایید حضرت حجت است؟
حتما شما هم درباره چاه عریضه در مسجد جمکران شنیده اید. سوالی که برای بسیاری پیش می آید این است که آیا این چاه مورد تایید حضرت مهدی (عج) است و ایشان دستور حفر این چاه را داده اند؟ سایت مصاف با شیطان در ادامه به تحقیق در این مسئله پرداخته است…
عریضه نویسی» بمعنی عرض حال کردن به کسی برای چاره جویی در کاری می باشد که معمولا از سوی فردی که در رتبه پایین تر قرار دارد به کسی که در رتبه بالاتر قرار دارد انجام می گیرد(۱) و در اصطلاح رقعه ای (کاغذی) است که فرد حاجتمند آن را یا خطاب به خدا می نویسد و در آن خدا را به حق و منزلت معصومین برای برآورده شدن حاجتی سوگند می دهد و یا مستقیما خطاب به حضرات معصومین (ع) بخصوص امام عصر (عج) نوشته می شود که آنها را واسطه قرار داده و برآورده شدن حاجت و یا رفع گرفتاری خود را از آنها می خواهد، و سپس در آب روان، دریا، چاه آب و … می اندازد.
گاهی افراد جامعه با یک سلسله نیازها و گرفتاری ها مواجه می شوند که برحسب ظاهر، امکان برطرف نمودن آنها از طریق اسباب عادی میسر نیست، یا حداقل بسیار مشکل است؛ در چنین مواردی به جای ناامید شدن و زانوی غم بغل گرفتن، از ناحیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) توصیه شده که از اموری نظیر دعا و توسل کمک گرفته شود. آن گاه برای خود توسل نیز شیوه های مختلفی بیان شده است؛ از جملة آنها نوشتن عریضه است که توسط خود آنها توصیه شده است و سیره و سخن علماء این مطلب را تایید می کند.(۲)
با در نظر گرفتن مطالب گذشته و تأمل در مضمون آیاتی همانند: «یا أیها الذین آمنوا اتّقوا اللّه وابتغوا إلیه الوسیلة»(۳) ؛ ( ای کسانی که ایمان آوردهاید! تقوا پیشه کنید و وسیلهای برای تقرّب به خداوند انتخابکنید.) و آیه «ولو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحیما»(۴) ؛ (اگر آنها هنگامیکه به خود ستم کردند -گناه مرتکب شدند- به سراغ تو آمده، و از خداوند طلب عفو و بخشش میکردند، و تو نیز برای آنها طلب عفو مینمودی، خداوند را توبه پذیر ورحیم مییافتند.) و همچنین از دقت در مضمون روایاتی نظیر این روایت که می گوید: «چون درمانده و گرفتار شدی پس به حجّت استغاثه کن که او تو را در مییابد، و حجّت برای کسی که از او استغاثه کند پناه و فریاد رس است»(۵) اصل حجیه این عمل کاملا روشن می شود.
آيه صادقين
خداوند متعال مىفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ»؛ «اى مؤمنین! تقوا پیشه کرده وهمراه با صادقین باشید.»( سوره توبه، آیه 119)
مقصود از «صادقین» در آیه برخى از مؤمنین است نه جمیع آنان، حال این بعض چه خصوصیاتى باید داشته باشد.
از خود آیه استفاده مىشود که مقصود به صادقین کسانى هستند که صادق علىالاطلاق هستند، ولذا علىالاطلاق امر به اطاعت آنها شده است، تا افراد مطیع با اقتدا وهدایت از آنها به حقّ وحقیقت وسعادت نایل آیند. نتیجه اینکه: «صادقین» در آیه همان حاملان وحى وخلفاى رسول وامینان شرع وحامیان دین وائمه هدایت وچراغهاى هدایتند، کسانى که خداوند رجس وپلیدى را از آنان دور کرده واز هر عیب ونقصى پاکشان کرده است. واینان کسانى غیر از اهل بیت عصمت وطهارت پیامبر: نیستند، که اوّل آنها امیرالمؤمنین على بن ابىطالب (ع) وآخر آنها مهدى (ع) است.
فخر رازى از آیه فوق استفاده عصمت کرده ومىگوید: «از این آیه استفاده مىشود که در هر زمان باید صادقین معصوم موجود باشند...».( تفسیر فخررازى، ج 16، ص 220)
کلینى به سند خود از برید بن معاویه عجلى نقل کرده که از امام باقر (ع) درباره آیه «اِتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ» سؤال کردم؟ حضرت فرمود: « آیانا عنى»؛ «ما را قصد کرده است.»( کافى، ج 1، ص 208)
ونیز به سند خود از امام رضا (ع) در ذیل آیه فوق نقل کرده که فرمود: «الصادقون هم الأئمّة»؛ «صادقین همان ائمهاند...».( همان)
حاکم حسکانى حنفى به سند خود از عبداللَّه بن عمر در تفسیر آیه فوق نقل کرده که مقصود از آن، محمّد واهل بیت اوست.( شواهد التنزیل، ج 1، ص 345)
سبط بن جوزى از قول علما در تفسیر آیه فوق نقل کرده که مقصود از آیه این است که با على واهل بیتش باشید.( تذکرة الخواص، ص 16
