همیت وآثار بسم الله‌الرحمن الرحیم

نقش و اهمیت شروع هر کار با نام پروردگار تا آنجا است که رسول خدا(ص) می‌فرماید: «قَالَ اللهُ تَبارَکَ‌و تَعالی کُلُّ‌أَمرٍ‌ذِی بَالٍ‌لا یُذکَرُ‌بسم الله فیه فَهُوَ أبتَرُ؛ خداوند متعال می‌فرماید: هر کار مهمی که در آن «بسم الله» ذکر نشود، بی‌فرجام است.»
سرآغاز هر نام، نام خداست
که بی‌نام او نامه یکسر خطاست

پایداری و بقای عمل، ‌بسته به ارتباطی است که با خدا دارد؛ از اینرو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور می‌دهد که تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع کند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ.طبق همین اصل،‌تمام سوره‌های قرآن با بسم الله آغاز می‌شود تا هدف اصلی که همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با پیروزی قرین باشد.اهمّیت شروع هر کاری با اسم جلاله و آشنا نبودن بسیاری از مردم با این مسئله،‌ باعث شد تا در این مقاله مختصری از بیانات ائمه اطهار را به رشتة تحریر درآوریم. امید آنکه ره‌گشای کارها و گره‌گشای مشکلات زندگی باشد.

اوّل، بسم الله

در باب علت انتخاب «بسم الله الرحمن الرحیم» برای آغاز هر کار، می‌توان به چند مورد اشاره کرد:
1. الله، جامع‌ترین نام:جمله «بِسْمِ اللهِ»، حاوی کلمة «الله» است که جامع‌ترین نامهای خدا می‌باشد؛ زیرا بررسی اسامی خدا در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی نشان می‌دهد که هر کدام از آنها یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس می‌سازد. تنها نامی که اشاره به تمام صفات و کمالات الهی می‌کند یا به تعبیر دیگر، جامع صفات جلال و جمال است، همان «الله» است.
2. رحمت عام و خاص خدا: مشهور در میان گروهی از مفسران، این است که صفت «رحمان»، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار است؛ زیرا می‌دانیم «باران رحمت بی‌حسابش، همه را رسیده، و خوان نعمت بی‌دریغش، همه جا کشیده.» همة بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره‌مندند و روزی خویش را از سفرة گسترده نعمتهای بی‌پایانش بر‌می‌گیرند. این، همان رحمت عام او است که پهنة هستی را در برگرفته و همگان در دریای آن غوطه‌ورند.«رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژة بندگان مطیع، صالح و فرمانبردار است؛ زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگی این را یافته‌اند که از رحمت، بخشش و احسان خاصی بهره‌مند شوند که آلودگان و بدکاران از آن سهمی ندارند.
3. تأثیر فکری و اخلاقی «بسم الله»: قرآن، یکتا کتاب توحید و برای تکامل فکری بشر است. سوره‌های این هدیة الهی با جمله «بسم‌الله» آغاز می‌شود تا انسان را متوجه سازد که همة تعالیم و دستورهای پروردگار، از مبدأ حق و از مظهر رحمت است (جز سورة توبه که آیاتش نمایندة قهر با مردم لجوج و اعلام قطع رابطة رحمت با آنها است). دستور گفتن این کلمه برای آن است که روی فکر و دل را از غیر خدا برگرداند تا انسان، همة جهان و هر عملی را از نظر توحید بنگرد و به سوی وحدت و ارتباط بگراید، و نامهای بتها و قدرتمندان را در آغاز کارهای مهم، از خاطر بزداید تا از پراکندگی برهد و نگرانی به خود راه ندهد.
اهمیت فوق‌العاده آغاز با «بسم الله»

در روایات اسلامی به قدری به این آیه از قرآن مجید اهمیت داده شده است که آن را هم‌ردیف «اسم اعظم الهی» معرفی کرده‌اند. امام علی بن موسی الرضا(ع) می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَقْرَبُ إِلَی اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ نَاظِرِ الْعَیْنِ إِلَی بَیَاضِهَا؛ بسم الله الرحمن الرحیم، به اسم اعظم خدا نزدیک‌تر از سیاهی چشم است،‌به سفیدی آن.»آنچه از میان روایات امامان معصوم: دربارة اهمّیت «بسم الله الرحمن الرحیم» به دست می‌آید عبارت است از: 1. امامان معصوم: هیچ کاری را بدون گفتن این جمله آغاز نمی‌کردند.2. سفارش می‌کردند غذا را با این جمله آغاز و اگر چند غذا تناول می‌کنید برای هر کدام جدگانه «بسم الله» بگویید و چنانچه فراموش کردید، جملة «بِسمِ الله عَلی اَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ» را بر زبان جاری کنید. این مطلب، به اهمیت فوق‌العاده شروع غذا با نام خداوند اشاره می‌کند.3 بلند گفتن و آشکار کردن «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسیار سفارش شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَنَّهُ قَالَ التَّقِیَّةُ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی فِی کُلِّ شَیْ ءٍ إِلَّا فِی تَحْرِیمِ الْمُسْکِرِ وَ خَلْعِ الْخُفَّیْنِ عِنْدَ الْوُضُوءِ وَ الْجَهْرِ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ پدرم از پدرانش روایت کرده است که علی بن ابی‌طالب فرمود: تقیه در هر چیز، دین من و دین پدران من است؛ جز در تحریم مست‌کننده و در کندن کفش، [برای مسح] هنگام وضو و در بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.»
آثار گفتن «بسم الله»
1. در وضو: در تفسیر امام حسن عسکری(ع) در ثواب شروع وضو با بسم‌الله آمده است: و اگرگفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاک‌شدن همة اعضا از گناهان می‌شود.»
2. تعلیم به کودکان:پیامبر خدا(ص) فرمود:هر گاه معلّم به کودک بگوید: بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم»، پس کودک بگوید:‌«بسم الله الرحمن الرحیم»، خداوند برای این کودک و پدر و مادر او و این معلّم، برائت [از آتش] خواهد نوشت.»
3. هنگام افطار: امام کاظم از پدرانش نقل می‌فرماید:همانا برای هر شخص روزه‌دار، هنگام افطارش، دعای مستجابی است. پس هنگام لقمة نخست، بگو: «بسم الله یا واسع المغفرة اغفرلی» و در روایت دیگر است (که بگو:) «بسم الله الرحمن الرحیم یا واسع المغفرة اغفرلی.» پس کسی که هنگام افطارش، این کلمات را بگوید، آمرزیده خواهد شد.»
4. هنگام دعا:رسول خدا(ص) فرمود: «لَا یُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ دعای آغاز شده با بسم الله الرحمن الرحیم رد نمی‌شود.»
5. هنگام گرفتاری: امام صادق(ع) دربارة تأثیر «بسم الله» می‌فرماید:  پس بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم»، که خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را که بخواهد از تو دفع می‌کند. پایداری و بقای عمل،‌بسته به ارتباطی است که با خدا دارد؛ از اینرو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور می‌دهد که تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع کند
6. اثر «بسم الله» در دفع بلا: امام کاظم به مفضل بن عمر فرمود: «یَا مُفَضَّلُ اِحْتَجِبْ مِنَ النَّاسِ کُلِّهِمْ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمِنِ الرَّحِیمِ وَ بِقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اِقْرَأَهَا عَنْ یَمیِنِکَ وَ شِمَالِکَ وَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْکَ وَ مِنْ خَلْفِکَ وَ مِنْ تَحْتِکَ وَ مِنْ فَوْقِکَ وَ إذَا دَخَلْتَ عَلَی سُلْطَانٍ جَائِرٍ حِینَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ فَاقْرَأَهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ وَاعْقِدْ بِیَدِکَ الْیُِسْرَی ثُمَّ لاَ تُفَارِقْهَا حَتَّی تَخْرُجَ مِنّ عِنْدِهِ؛ ای مفضل! با «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمْ و با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد»، خود را از تمام مردم بپوشان. آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پایین و بالای خودت بخوان و هر گاه بر حاکم ظالمی وارد شدی و نگاهت به او که افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، سپس آن را باز نکن تا از نزدش خارج شوی.»
7. هنگام خروج از منزل: امام باقر(ع) می‌فرماید: هر کس که از خانه‌اش خارج شود و «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید، دو فرشته به او می‌گویند: هدایت شدی و هر گاه بگوید: «لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم»، به او می‌گویند: نگاه داشته شدی و هرگاه بگوید: «توکّلت علی الله»، به او می‌گویند: کفایت شدی. [در اینجا] شیطان می‌گوید: چه کار کنم با کسی که هدایت شده، نگاه داشته شده و کفایت شده است. آنچه گذشت، خلاصه‌ای از صدها روایت دربارة فضیلت و آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» بود؛ ولی متأسفانه، نوشتن این جمله در ابتدای نوشته‌ها کمرنگ شده است و احترام بایسته و شایسته به این کلام گزارده نمی‌شود؛ در حالی‌که در میان هزاران حدیث از ائمة اطهار: یک نوشته با کلمة بسمه تعالی و مشابه آن مشاهده نشده است.
 

خواص "بسم الله الرحمن الرحیم"
1- اگر 786 بار بسمله بخواند، حق سبحانه و تعالی او را محافظت می كند.

اگر مومن در هنگام شب 21 بار بسمله بخواند از هر گونه آفت وبلا ومصیبت و سرقت و حریق در امان ماند واز مرگ نجات پیدا می كند.

اگر رو در روی ظالمی 51 بار بسمله خوانده شود، از شر او نجات حاصل می شود.

اگر مومن با صدق دل پس از نماز صبح 600 بار بسمله و 600 صلوات بخواند از جایی كه اصلا به عقلش نمی رسدرزق وروزی نصیبش خواهد شد.

اگر به تعداد 786 بار به ذكر بسمله ادامه دهد به هر آرزوی خود می رسد.

اگر زن وشوهر ویا دو دوست با هم اختلاف داشته باشند، هفت بار «یا ربی» نوشته 31 بار بسمله را بخوانید و به كسی كه محبت او كم شده بخورانید، محبت او افزایش می یابد.

2- تعداد 786 دفعه بسمله شریف به یك استكان آب خوانده شود و سپس آن آب را هر كس بخورد او را هم دوست خواهد داشت و اگر هفت روز این كار هارا تكرار كند عشق ومحبت او زیادترمی شود وهمه او را دوست خواهند داشت.

3- اگر كسی كه 786 بار بسمله خوانده باشد، اگر وسوسه ای دیده شود، خداوند ذوالجلال وسوسه را از او دور می سازد آن را به یك لیوان آب خوانده هفت روز آب را بنوشید.

4- به تعداد 786 بار بسمله در آب خوانده شود به شخصی كند ذهن و كم هوش خورانده شود، باذن الهی شفا می یابد. هفت روز باید دوام پیدا كند. 786 بار بسمله را پس از نماز صبح هفت روز خوانده آب آن راهفت روز بخورند. آن شخص ذهنش فعالتر می شود. و توان حفظ و از بر كردن وی بیشتر می شود.

5- پس از نماز صبح 2500 بار بی آنكه به كسی بگوید، بخواند چشم و دلش باز می شود و قطع مرحله می كند.

6- بسمله شریفه را 40 بار بر روی كاغذ تمیزی بنویسد ودر داخل آب بیندازد آن را به بیمار بدهند كه بنوشد از آب زمزم و یا از آب باران استفاده كنید.

7- بسمله را بر كاغذ نوشته به صورت تابلو از منزل آویزان كنید، حزین، مصیبت، هر امر شر دفع می شود و خیر و بركت می آید.

8- در نخستین چهارشنبه ی ماه محرم بسمله را 141 بار نوشته با خود حمل كنید تا آخر عمر از هر شر و بدی نجات پیدا می كنید

«آن نقطه که زیر باء بسم الله است *** آن راهنمای کل خلق الله است»
«گنجیده در آن نقطه تمام قرآن *** آن خال لب علی ولی الله
است»


امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: بسم الله تاج سوره ها است
بسم الله الرحمن الرحيم
بانام و يارى خداى بخشنده و مهربان شروع مى كنيم ؛ خدايى كه لطفش به همه است ، مهرش همگانى و هميشگى است .
ديگران يا لطفى ندارند، يا هميشه ندارند، يا به همه ندارند، يا هدفشان مهربانى نيست ، ولى خداوند، حتى آفريدنش بر اساس لطف و مهربانى است :
((الا من رحم ربى و لذلك خلقهم)) . (17)
اگر برخى مشمول رحمت پروردگار نمى شوند، بستگى به خودشان دارد. اگر آب دريا، به توپ نفوذ نكرد، دريا تقصيرى ندارد، توپ در بسته است .
اگر نور خورشيد، از ديوارى عبور نكرده بخاطر عدم قابليت ديوار است نه نور.
رحمت الهى گسترده است ، ولى گاهى كسانى با كار و فكر باطل خود، رحمت را به روى خود مى بندند.
بسم الله در اول هر كار، رمز عشق به خدا و توكل بر او و استمداد از او وابستگى به اوست . بسم الله ، چنگ زدن و اعتصام ، به نام الهام بخش ‍ خداوند، و گريز از وسوسه هاى شيطان است .
بسم الله ، در راس تمام كتابهاى آسمانى بوده و پيامبران نيز شروع كارشان به نام الله بوده ، اين كار انسان را در پناه و حفاظت خدا مى دهد و آنكه به خدا پناهنده شود، به راه مستقيم رهنمون مى شود.
((و من يعتصم بالله فقد هدى الى صراط مستقيم )) (18)
بسم الله ، نشان بندگى خدا و وابستگى به اوست ، يعنى اينكه : خدايا، تو را فراموش نكرده ام ، هر كارم را با نام تو آغاز مى كنم و خود را بيمه مى سازم و به كمك تو شيطان را فرارى مى دهم .
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: بسم الله تاج سوره ها است و نشان امان و رحمت است و در اول سوره برائت كه بسم الله نيامد، چون برائت و بيزارى از كفار است و اين نبايد با رحمت باشد

حدیث (2) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


اِذا وُضِعَتِ المائِدَةُ حَفَّتها اَربَعَةُ آلفِ مَلَكٍ، فَاِذا قالَ العَبدُ: بِسمِ اللّه‏ِ قالَتِ المَلائِكَةُ: بارَكَ اللّه‏ُ عَلَيكُم فى طَعامِكُم ثُمَّ يَقولونَ لِلشَّيطانِ اُخرُج يا فاسِقُ، لا سُلطانَ لَكَ عَلَيهِم؛
هرگاه سفره پهن مى‏شود، چهار هزار فرشته در اطراف آن گرد مى‏آيند. چون بنده بگويد: «بسم اللّه‏» فرشتگان مى‏گويند: «خداوند، به غذايتان بركت دهد!» سپس به شيطان مى‏گويند: «اى فاسق! بيرون شو. تو بر آنان، راه تسلّط ندارى».
كافى، ج 6، ص 292، ح 1

حدیث (3) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


اَلتَّسْميَةُ مِفْتاحُ الْوُضوءِ و مِفْتاحُ كُلِّ شَيءٍ؛


بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم، كليد وضو و كليد هر چيزى است.


مستدرك الوسائل، ج1، ص 323



حدیث (4) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


لا يُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ؛


دعايى كه با بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم شروع شود، رد نمى‏شود.


الدعوات، ص 52



حدیث (5) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


مَنْ قَرَأَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ مُوقِنا سَبَّحَتْ مَعَهُ الْجِبالُ إلاّ أَنـَّهُ لا يَسْمَعُ ذلِكَ مِنها؛


هر كس با يقين بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم را قرائت كند، كوه‏ها به همراه او تسبيح مى‏گويند، هر چند او تسبيح آنها را نمى‏شنود.

۱٫ موقع غذا خوردن موجب دوری شیطان می شود
روایت شده وقتی که بنده خدا بسم الله الرحمن الرحیم می گوید، فرشته های الهی گویند: خداوند به طعام و خوراکتان برکت دهد، سپس فرشته ها شیطان را تهدید می کنند و می گویند: ای فاسق بیرون شو که تو بر آنها تسلطی نخواهی داشت.
۲٫ برای دفع و دوری دشمن
هر گاه رسول خدا وارد منزل می شدند و چشمشان به دشمن می افتاد که بر علیه حضرت نقشه می کشیدند، حضرت بسم الله الرحمن الرحیم را با صدای بلند و آشکارا می خواندند در حالی که دشمن رو بر می گرداند و فرار می کرد.
۳٫ در نمازها بسم الله را بلند خواندن موجب دور کردن شیطان است
حضرت سجاد به ابو حمزه فرمودند: وقتی نماز بپا می شود شیطان نزدیک امام جماعت می شود و می گوید آیا پروردگار را یاد کرده؟ یعنی بسم الله الرحمن الرحیم گفته است یا نه
اگر گوید: آری شیطان می رود و اگر گوید نه، بر دو شانه امام جماعت سوار می شود و دو پایش را بر سینه امام آویزان می کند، در اینجا امام جماعت شیطان است تا اینکه نماز تمام شود.

زماني كه بشر در قرن بيست و يكم  به خود مي بالد كه در قانون گذاري به تمام جوانب امور توجه نموده و به اصطلاح حقوق بشر را در تمام جهات آن پيش بيني كرده و نيز براي امور شخصي و مدني و تجارت و .... راهكار معين نموده ، غافل از آن است كه قرآن كريم در چهارده قرن پيش علاوه برعجائب بسيار در آن ، به كليه امور بشر در زندگي و كار و روابط اجتماعي او توجه داشته و راهكار و قانون الهي براي آن وضع نموده ، اما افسوس از اين بشر كه هر چه مي بيند ، باز هم متنبّه نمي گردد و راهِ بيراهه خود را مي پيمايد .

قرآن داراي خصوصيات ويژه زيادي است كه از جمله آن تازه ماندن آن در تمام زمانهاست و در هر وقت مطلب جديد براي گفتن دارد و مطابق با زمان ، قابل سرايت و تطبيق بر امور است و رنگ و لعاب كهنگي بر آن هرگز نمي نشيند .

از جمله اعجاز قرآن ، اعجاز عددي آن است كه به اختصار ميتوان به مواردي از آن اشاره نمود :

1- آيه قرآن  « بسم الله الرحمن الرحيم »  داراي 19 حرف عربي است .

2- قرآن  مجيد از  114سوره  تشكيل  شده  است و اين عدد  به 19 قسمت است ( 19*6 ) .

3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق(شماره96) نوزدهمين سوره از آخرقرآن است .

4-سوره علق 19 آيه دارد .

5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد .

6- اولين باركه جبرئيل امين به قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آوردكه شامل 19 كلمه است .

7-اين  نوزده  كلمه ، 76 حرف (4× 19)  دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است .

8-دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است.    (2  × 19 )

9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73)را آورد كه شامل 57 كلمه است.  (3× 19)

10- چهارمين باركه جبرئيل فرودآمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آوردكه آخرين آيه آن برآن دوزخ 19فرشته موكلند» مي باشد.(آيه 30)

11- پنجمين باركه جبرئيل فرودآمد اولين سوره كامل «فاتحة الكتا ب» را آورد كه به اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) آغاز مي شود. اين بيانيه 19 حرفي  بلافاصله  بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند»  نازل شد.  اين مراتب گواهي ارتباط عاري از شبهه آيه 30 سوره يِ مدثر(عدد 19) واولين بيانيه قرآن«بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعدادي اعجازآميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است .

12-آفريننده به ما مي آموزد كه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است ( آيه 31  سوره مدثر ) ويكي از معجزات عظيم قرآن است. (آيه  35 )

13- هركلمه ازجمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم درتمام قرآن بنحوي تكرار شده كه      به عدد 19 قابل تقسيم است، بدين ترتيب كه: كلمه"اسم" 19 بار -  كلمه"الله 2698 بار(19*42) -  كلمه"الرحمن"57 بار (19*3) وكلمه "الرحيم" 114 بار (19*6) ديده مي شود .

14- قرآن 114 سوره داردكه هركدام ازسوره ها با آيه افتتاحيه "بسم الله الرحمن الرحيم" آغاز مي شود بجز سوره توبه ( شماره 9 )  كه بدون آيه معموله  افتتاحيه است ،  لذا آيه "بسم الله الرحمن الرحيم"  درابتداي سوره ها  113  بار تكرار شده است. چون اين رقم به  19  قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را درسوره نمل كه دوبسم الله دارد آمده، بنابراين قرآن مجيد114بسم الله دارد .

15-همانطور كه دربالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هرگاه ازسوره توبه شروع كرده آن را سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده و به همين ترتيب جلو برويم ،ملاحظه مي شود كه سوره النمل  نوزدهمين سوره است ( سوره 27 ) كه بسم الله تكميلي دارد. ازاين نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون دردست ماست به قرآن زمان پيامبر ازلحاظ ترتيب سوره ها يكي است ...

16-تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد .

17- قابل توجه است كه اگر شماره هر سوره را با تعداد آيات آن جمع كنيم ، تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعني 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائي يك معجزه است.      اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمع‌هاي زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست مي ‌آيد كه مساوي است با تعداد كل آيه‌ها ي قرآن.

18- عدد حروف سوره توحيد كه به تعبيرروايات نسب يا شناسنامه خداست 66 حرف دارد كه برابرارزش ابجدي اسم جلاله "الله" است .ياتعداد حروف سوره نوح عليه السلام 950 وبرابرسالهاي دعوت اوست (الف سنه الا خسمين عاما) .

و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمع‌هاي فرد را با هم جمع كنيم ، 6555 بدست ميايد كه مساوي  است باجمع كل شماره سوره‌ها ي قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر رقم‌هاي 6555 را با رقم‌هاي 6236 جمع كنيم، عدد 38 بدست ميآيد كه خود ضريب 19 دارد:     2 * 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)

همانطور كه تعداد سوره‌هاي قرآن ضريب 19 دارد:   6  *  19   =  114 درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد .

19-كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است ( 142*19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“       مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دستور زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“مي آمد ، سيستم رياضي قرآن بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“ .

20- در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1-كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن

بسم الله درسورهها جز قران است؟
و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن، نويسنده تفسير «المنار» جمع آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زير كرده است: در ميان علماء گفتگو است كه: آيا بسم اللّه در آغاز هر سوره اى جزء سوره است يا نه؟ دانشمندان پيشين از اهل «مكّه» اعم از فقهاء و قاريان قرآن از جمله «ابن كثير» و اهل «كوفه» از جمله «عاصم» و «كسائى» از قراء، و بعضى از صحابه و تابعين از اهل «مدينه»، و همچنين «شافعى» در كتاب جديد، و پيروان او و «ثورى» و «احمد» در يكى از دو قولش، معتقدند: جزء سوره است. همچنين علماى اماميه و از صحابه ـ طبق گفته آنان ـ على(عليه السلام) و ابن عباس و عبداللّه بن عمر و ابو هريره، و از علماى تابعين سعيد بن جبير و عطا و زهرى و ابن المبارك اين عقيده را برگزيده اند.

 سپس اضافه مى كند: مهم ترين دليل آنها اتفاق همه صحابه و كسانى كه بعد از آنها روى كار آمدند بر ذكر «بسم اللّه» در آغاز هر سوره اى ـ جز سوره «برائت» ـ است، در حالى كه آنها متفقاً توصيه مى كردند قرآن را از آنچه جزء قرآن نيست پيراسته دارند، و به همين دليل «آمين» را در آخر سوره «فاتحه» ذكر نكرده اند...

سپس از «مالك» و پيروان «ابو حنيفه» و بعضى ديگر نقل مى كند كه آنها «بسم اللّه» را يك آيه مستقل مى دانستند كه براى بيان آغاز سوره ها و فاصله ميان آنها نازل شده است. و از «احمد» (فقيه معروف اهل تسنن) و بعضى از قاريان كوفه نقل مى كند آنها «بسم اللّه» را جزء سوره «حمد» مى دانستند، نه جزء ساير سوره ها.

از مجموع آنچه گفته شده چنين استفاده مى شود: حتى اكثريت قاطع اهل تسنن نيز «بسم اللّه» را جزء سوره مى دانند. در اينجا بعضى از رواياتى را كه از طرق شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نقل شده يادآور مى شويم: (و اعتراف مى كنيم كه ذكر همه آنها از حوصله اين بحث خارج، و متناسب با يك بحث فقهى تمام عيار است).
1 ـ «معاوية بن عمار» از دوستان امام صادق(عليه السلام) مى گويد از امام پرسيدم هنگامى كه به نماز بر مى خيزم «بسم اللّه» را در آغاز حمد بخوانم؟
فرمود: بلى! مجدداً سؤال كردم هنگامى كه حمد تمام شد و سوره اى بعد از آن مى خوانم «بسم اللّه» را با آن بخوانم ؟ باز فرمود آرى.
2 ـ «دارقطنى» از علماى سنت به سند صحيح از على(عليه السلام) نقل مى كند: مردى از آن حضرت پرسيد «السبع المثانى» چيست؟
فرمود: سوره حمد است. عرض كرد: سوره «حمد»، شش آيه است فرمود: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» نيز آيه اى از آن است.
3 ـ «بيهقى»، محدث مشهور اهل سنت با سند صحيح از طريق «ابن جبير» از ابن عباس چنين نقل مى كند: إِسْتَرَقَ الشَّيْطانُ مِنَ النّاسِ، أَعْظَمَ آيَة مِنَ الْقُرْآنِ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ:«مردم شيطان صفت، بزرگترين آيه قرآن، بسم اللّه الرحمن الرحيم را سرقت كردند» (اشاره به اين كه در آغاز سوره ها آن را نمى خوانند).

توجه داريد كه آيه مورد بحث روى هم يك جار و مجرور است و يك جمله تمام نيست. متعلق اين جار و مجرور محذوف است. مفسرين در اينكه متعلق محذوف آن چيست نظرهاى گوناگون داده‏اند، از جمله، «استعين‏» (يارى مى‏طلبيم) - «ابتداء» (ابتدا مى‏كنم) و «اسم‏» (نشانه و علامت مى‏نهيم)، كه احتمال اخير قوى‏تر بنظر مى‏رسد.

در نام‏گذارى‏ها، هدفها و انگيزه‏ها مختلف است، گاهى شخص مؤسسه‏اى را بنام فردى نام مى‏گذارد، بمنظور هدفى مادى كه مى‏تواند در سايه اين نام بآن غرض نائل گردد. و يا چنانكه معمول است مولود جديد را بنام شخصى كه در گذشته مورد علاقه بوده مى‏نامند و مى‏خواهند با اين نامگذارى شخص مورد نظر، حياتى جديد يافته و به بقاء اين نام زنده بماند.

ولى اينكه به بشر دستور داده شده است كه كارهايش را بنام خدا بنامد، روى چه انگيزه‏اى مى‏تواند باشد؟ براى اين است كه كارهاى انسان جنبه قدس و عبادت پيدا كند و بنام او بركت‏يابد.

انسان كه احساس فطرى از خداوند دارد و او را به عنوان يك موجود قدوس و منبع خيرات مى‏شناسد، وقتى كارش را بنام او ناميد معنايش اين استكه در سايه قدس و شرافت و كرامت او، اين عمل نيز مقدس گردد.

و چون آغاز كردن به نام كسى مفهومش اين استكه او را موجودى قدوس و منزه از جميع نقص‏ها و سرچشمه كمالات داسنته، و مى‏خواهد كه عملش را با انتساب به او بركت‏بخشد; لذا كارها را بنام هيچكس حتى نام پيغمبر، نمى‏توان آغز كرد و اين است معنى تسبيح نام الله كه در اول سوره اعلى به آن دستور داده شده است.

تعبير «يسبح لله‏» و يا «سبح لله‏» و يا «سبحان الله‏» تسبيح براى خداوند و يا تسبيح خداوند مكرر در قرآن آمده است ولى تسبيح نام الله در قرآن تنها در اول سوره اعلى است كه مى‏فرمايد: سبح اسم ربك الاعلى; تسبيح كن نام پروردگار بزرگت را.

بنظر مى‏رسد كه بهترين نظريه در اينجا نظر صاحب الميزان است كه مى‏فرمايد معنى تسبيح نام خدا اينستكه آنجا كه مقام تقديس و تكريم است نام مخلوق در رديف نام الله قرار نگيرد و يا در حائى كه نام الله بايد برده شود، نام موجود ديگرى بميان نيايد. يعنى نه با نام خدا نام ديگرى را و نه بجاى نام خدا نام ديگرى را، كه هر دو شرك است.

اخيرا در ميان گروهى كه دم از مبارزه با شرك مى‏زنند عملى رايج‏شده كه خود از مظاهر شرك است. بجاى اينكه كارها را به نام خدا بنامند و بنام او آغاز كنند، مى‏گويند: بنام خلق! اگر قرار شود كه نام پيغمبر را در كنار نام خدا قرار دادن شرك باشد، پس اگر بنام خلق هم آغاز كنيم جانشين براى خدا ساختن است و اين دستور قرآن است كه نام خدا همواره تسبيح گردد و كارهاى بشر بنام او ناميده شود; و نه بنام ديگرى. و بدين وسيله اعمال او قداست‏يافته و در سايه او تبرك جويد.

الله

الله يكى از نامهاى خداست. نامگذارى‏هائى كه براى افراد و يا اشياء مى‏كنند گاهى از نوع علامت است و گاهى از نوع وصف.

در قسم اول گرچه اسماء خودشان داراى معانى هستند ولى معناى آنها منظور نظر نگرديده; بلكه تنها براى تشخيص و بازشناسى اين اسم گذاشته شده است و لذا حكم يك علامت را بيشتر ندارد. چه بسا در اينگونه موارد معناى نام علاوه بر اينكه حكايتگر اوصاف صاحب نام نيست، ممكن است ضد آنهم باشد مثل آنكه نام غلامان سياه را كافور مى‏نهادند! (بر عكس نهند نام زنگى كافور)

در قسم دوم نام، حكايتگر شانى از شئون صاحب نام است و صفتى از صفات او را بيان مى‏كند.

پروردگار متعال نامى كه صرفا جنبه علامت داشته باشد، ندارد و تمام نامهاى او، نمايانگر حقيقتى از حقايق ذات مقدس او است.

در قرآن كريم در حدود صد اسم براى خداوند آمده است كه در واقع صد صفت است كه نمونه آنها را در همين سوره ملاحظه مى‏نمائيد:الله، رحمن، رحيم، مالك يوم الدين، ولى هيچكدام جامعيتى را كه اين نام دارد، ندارند; چون آنها هر كدام يكى از كمالات او را نشان مى‏دهند ولى اين نام، نمايانگر ذات مستجمع جمع صفات كماليه است.

كلمه الله در اصل الاله بوده است و همزه بخاطر كثرت استعمال حذف گرديده است.

درباره ريشه لغت الله چند نظر وجود دارد بعضى گفته‏اند اين كلمه از اله مشتق است و بعضى ديگر گفته‏اند كه از وله گرفته شده است و اله فعال بمعناى مفعول است مانند كتاب بمعناى مكتوب.

اگر از اله مشتق شده باشد يعنى ذات شايسته پرستش كه كامل از جميع جهات است. چون موجودى كه خودش مخلوق ديگرى است و يا داراى نقص است; شايسته پرستش نخواهد بود، پس همينكه گفته مى‏شود الاله يعنى آن ذاتى كه بگونه‏ايست كه او را بايد پرستش كرد و قهرا اين معانى در اين كلمه نهفته است، ذات مستجمع جميع كماليه و مبرا از هر گونه سلب و نقص.

و اگر از وله مشتق شده باشد، وله يعنى تحير، واله يعنى حيران و يا بمعنى عاشق و شيدا است و از اين جهت‏خداوند را الله گفته‏اند كه عقل‏ها در مقابل ذات مقدسش حيران و يا متوجه و عاشق او و پناهنده به اويند.

سيبويه، از ائمه علماى صرف و نحو ادبيات عرب است و در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم هجرى زندگى مى‏كرده است. وى كه در فن خودش نبوغ داشته و كتابش را كه با الكتاب معروف است در اين فن نظير منطق ارسطو در منطق و مجسطى بطلميوس در علم هيئت، شمرده‏اند و سخنش در ادب عربى سند محسوب مى‏گردد و از طرفداران اين نظر است كه ريشه كلمه الله «وله‏» به معناى حيرت در مقابل عظمت و يا وله و عشق است:

مثنوى مولوى نظر او را نقل كرده و مى‏گويد.

معنى الله گفت آن سيبويه يولهون فى الحوائج هم لديه

گفت الهنا فى حوائجنا اليك و التمسناها و جدناها لديك

مولوى آن حالتى را ياد آورى مى‏كند كه انسان دردى پيدا كرده و بيچاره گشته و بى‏اختيار بسوى نقطه‏اى روى مى‏آورد وپناهنده مى‏شود، او «الله‏» است!!

صد هزاران عاقل اندر وقت درد جمله نالان پيش آن ديان فرد

بلكه جمله ماهيان در موجها جمله پرندگان در اوجها

بلكه جمله موجها بازيكنان ذوق و شوقش را عيان‏اندر عيان (2)

تنها انسانها نيستند كه در وقت نياز بسوى او روى مى‏آورند; ماهى‏هاى دريا در ميان امواج و پرندگان در اوج آسمانها; بلكه همان موج‏هاى بيجان هم نالان در پيش الله هستند!!

و احتمال قوى دارد كه اله و وله دو لهجه از يك لغت‏باشد، يعنى اول وله بوده و بعد آنرا بصورت اله استعمال كرده‏اند; و وقتى آنرا بصورت اله تلفظ نمودند معنى پرستش هم پيدا كرده است; بنابراين معنى الله چنين مى‏شود: آن ذاتى كه همه موجودات; ناآگاهانه واله او هستند و او تنها حقيقتى است كه شايستگى پرستش دارد.

ترجمه الله

مى‏توان گفت كه در فارسى لغتى مترادف كلمه الله كه بشود جاى آن گذارد نداريم، و هيچكدام رساننده تمام معنى الله نيستند. زيرا اگر بجاى الله «خدا» بگذاريم رسا نخواهد بود، چون خدا مخفف «خودآى‏» است و رساننده تعبيرى است كه فيلسوفان مى‏كنند، يعنى «واجب الوجود» و يا شايد به كلمه غنى كه در قرآن آمده است نزديك‏تر باشد تا به الله. و اگر خداوند استعمال شود باز رسا نخواهد بود زيرا خداوند يعنى صاحب، و اگر چه الله خداوند هم هست ولى مرادف با خداوند نيت; خداوند يك شان از شئون الله است.

الرحمن الرحيم

بجاى اين دو كلمه نيز در فارسى نمى‏توان واژه‏اى يافت كع عينا ترجمه آن باشد و اينكه بخشنده مهربان معمولا ترجمه مى‏كنند ترجمه رسائى نيست. زيرا بخشنده ترجمه جواد است و مهربان ترجمه رؤف و هر دو از صفات پروردگار است كه در قرآن آمده است.

جواد (بخشنده) يعنى كسيكه چيزى دارد و بدون عوض به ديگران مى‏بخشد. ولى رحمان و رحيم هر دو از رحمت مشتقند و در كلمه رحمت‏يك معنا اضافه‏اى نهفته است و آن اينكه:

در مواردى كه موجودات; نيازمند و مستحق است; بالفظ و يا با زبان تكوين دستش دراز است و به اصطلاح قابل ترحم است و استحقاق دارد كه چيزى به او برسد; در اينگونه موارد رحمت است. منتهى; رحمت انسان وقتى به مستحقى مى‏رسد كه تحت تاثير حالت او قرار گيرد; و رقت قلبى رد او پديد آيد، ولى خداى متعال از اين امور منزه است.

پس وقتى مى‏گوييم رحمان و رحيم دو معنا در ذهن ما مجسم مى‏گردد: يكى نياز عظيم و فراوان مخلوقات كه گوئى سراسر مخلوقات با زبان قابليت‏هاى خودشان همه دست نياز بدرگاه بى‏نياز او دراز كرده و التماس مى‏كنند، و ديگر اينكه او رحمت‏بى‏حساب خويش را بسوى آنان فرستاده و نيازهاى آنان را تامين نموده است.

اين است كه بعضى از مترجمان اخير وقتى ديده‏اند كه هيچ كلمه‏اى رساننده معانى اين كلمات نيست; آيه شريفه; بسم الله الرحمن الرحيم را «به نام الله رحمن الرحيم‏» ; ترجمه نموده‏اند.

فرق رحمان با رحيم چيست؟ قبلا بايد توضيح بدهيم كه در زبان عربى كلماتى كه بر وزن فعلان است دلالت‏بر كثرت مى‏كند مثل عطشان كه به معناى عطش كثير است. و كلماتى كه بر وزن فعيل است كه اصطلاحا آنرا صفت مشبه مى‏گويند دلالت‏بر نوعى ثبات و دوام مى‏كند.

رحمان كه بر وزن فعلان است دلالت‏بر كثرت و وسعت مى‏كند و مى‏رساند كه رحمت‏حق همه جا گسترش پيدا كرده و همه چيز را فرا گرفته است.

اصولا هر چيزى; چيز بودنش مساوى با رحمت‏حق است چون وجود و هستى عين رحمت است; چنانكه در سوره اعراف آيه 56 آمده است و رحمت و سعت كلى شى‏ء (رحمت من همه چيز را فرا گرفته است) و در دعاى كميل مى‏خوانيم و برحمتك التى وسعت كلى شى‏ء.

اين گونه رحمت‏حق استثناء ندارد; و اينطور نيست كه شامل انسانها باشد و غير انسانها را شامل نشود و يا در انسان‏ها تنها انسانهاى مؤمن را فرا گيرد، خير; بلكه سراسر گيتى مشمول رحمانيت‏حق است و يا عين آن است‏يعنى آنچه در عالم هستى هست رحمت‏حق است.

درسى كه مى‏توان از جمله بسم الله الرحمن الرحيم آموخت اين است كه آنچه كه از خدا به عالم مى‏رسد دو گونه نيست; خير و شر. بلكه آنچه از او مى‏رسد جمله نيكو و رحمت است و اين رحمت‏شامل جماد و نبات و حيوان و انسان به تمام اقسامش مى‏گردد چون اصولا فاتحه و گشايش هستى با رحمت‏حق است.

و اما رحيم كه بر وزن فعيل است دلالت‏بر رحمت لاينقطع و دائم حق مى‏كند. رحمان كه دلالت‏بر رحمت واسعه پروردگار مى‏كرد و شامل همه موجودات مى‏گشت ولى بالاخره در اين عالم يك سلسله از موجودات پس از هستى معدوم مى‏شوند و فانى مى‏گردند. ولى رحيم نوعى از رحمت است كه جاودانگى دارد و تنها شامل آن بندگانى است كه از طريق ايمان و عمل صالح; خود را در مسير نسيم رحمت‏خاصه حق قرار داده‏اند!!

پس پرودگار يك رحمت عام دارد و يك رحمت‏خاص. با رحمت عام خودش همه موجودات را آفريده است كه از جمله آنان انسان است.

انسان كه تنها موجود مكلف است و خودش مسئول خويش است اگر وظائف و تكاليفى كه به عهده‏اش نهاده شده بود انجام دهد; مشمول رحمت‏خاص الهى خواهد شد. رحمان اشاره به آن رحمت‏بى‏حسابى است كه همه جا كشيده و مؤمن و كافر و حتى انسان و جماد و نبات و حيوان ندارد ولى رحيم اشاره به رحمت‏خاص است كه به انسانهاى مطيع و فرمانبردار اختصاص دارد