جهنم وبهشت
| این الرجبیون
ذکر خدا را می توان نقطه شروع حرکت باطنی و سیر و سلوک به سوی قرب پروردگار جهان دانست، انسان سالک به وسیله ذکر به تدریج از افق ماده بالاتر می رود و به عالم صفا و نورانیت قدم می گذارد، کامل و کاملتر می شود تا به مقام قرب حق تعالی نائل گردد. یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا احزاب/۴۱ واذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الابکار آل عمران/۴۱ حضرت صادق (ع) فرمود: هر کس که ذکر خدای را زیاد گوید خدا او را در بهشت در سایه لطف خودش قرار خواهد داد. امام صادق (ع) فرمود: خدای متعال به حضرت موسی فرمود در طول شب و روز زیاد ذکر مرا بگو. به هنگام ذکر خاشع و به هنگام بلا صابر و به هنگام یاد من آرامش و سکون داشته باش . مرا پرستش کن و برایم شریک قرار مده. بازگشت همه به سوی من خواهد بود. ای موسی مرا ذخیره خودت قرار بده و گنجهای باقیات الصالحات را نزد من بگذار. رسول خدا (ص) به ابوذر فرمود: قرآن را تلاوت کن و ذکر خدا را بسیار بگو که سبب ذکر تو در آسمانها می باشد و در زمین برای تو نور خواهد بود. امام حسن (ع) از پیامبر اکرم نقل کرده که فرمود: به سوی باغستانهای بهشت سبقت بگیرید. اصحاب عرض کردند: باغهای بهشت کدامند؟ فرمود: حلقه های ذکر. امام صادق (ع) فرمود: کسی که در بین غافلین ذاکر خدا باشد مانند مجاهد است در بین فرار کنندگان، بهشت برای چنین مجاهدی واجب است.
| |||
![]() علاوه بر لبخندهای زیبا و واکنش های نی نی گل عزیزم، چیز دیگه ای که خیلی به من انرژی می ده و محرک خوبی برای فعالیت های روزانه ام است فکر کردن به فانتزی هایم است و اینکه اگر خدا بخواهد این فانتزی ها در حال نزدیک شدن به من هستن خدا کنه این بار مثل دفعه های پیشین ... ای خــــــــــــــدا
هنگامی که خدا زن را آفرید به مرد گفت: "این زن است. وقتی با او روبرو شدی، مراقب باش که ..." اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ مکار سخن او را قطع کرد و چنین گفت: "بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن تا افسون افسانة گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین می بارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور شیطان میشوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند.... مراقب باش...." و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: "به چشم." شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که: "خلقت زن به قصد امتحان تو بوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هیچ مگو...." گفتم: "به چشم." در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم، به چشمانش ننگریستم و آوایش را نشنیدم. چقدر دوست می داشتم بر موجی که مرا به سوی او می خواند بنشینم، اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز می گریختم. هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمی شناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم . دیگر تحمل نداشتم. پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم و گریستم. نمی دانستم چرا؟ قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست. به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم، می دانست. با لبخند گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی مراقب باش که او داروی درد توست. بدون او تو غیرکاملی. مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است. من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم. نمی بینی که در بطن وجودش موجودی را می پرورد؟ من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن، گیسوانش را نظر میانداز و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم." من اشک ریزان و حیران خدا را نگریستم. پرسیدم: "پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ویل تهدید کردی؟" خدا گفت: "من؟!!!!" فریاد زدم: "شیخ آن حرف ها را زد و تو سکوت کردی. اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟" خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: "من سکوت نکردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا." و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرفهای پیشینش را تکرار میکند و خدا زن را آفرید و بهشت را یكی از مسایل دیرینه در میان متكلمان اسلامی كه همواره مورد بحث و گفتگو بوده است بحث خلقت بهشت و جهنم است و این كه آیا این دو هم اكنون خلق شدهاند و وجود دارند و یا این كه خداوند بعداً این دو را خلق میكند و نیكوكاران را به بهشت و بدكاران را به جهنم میفرستد. در این زمینه علامه حلّی در كشف المراد احتمال خلقت عالم دیگر غیر از این عالم را به دلیل عقلی و نقلی ممكن دانسته است؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم كه ممكن الوجود است به وجود آمده، عالم دیگر نیز كه ممكن الوجود است امكان به وجود آمدن آن به دلیل قاعده عقلی «حکم الامثال فی مایجوز و مالا یجوز واحد» هست. این دو عالم دارای قید امكان هستند بنابراین اگر یكی از این دو عالم كه دنیا است به وجود آمدنش ممكن بود، دیگری كه عالم آخرت و دارای قید امكان هست، ممكن است به وجود بیاید. علاوه بر این كه خداوند نیز در قرآن میفرماید: [1]
«أَوَ لَیسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ» (یس/81)
«آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد قدرت ندارد همانند آنها (انسانهاى خاك شده) را بيافريند؟ آرى (مىتواند) و او آفريدگار دانا است!»
البته در میان فرق اسلامی دو قول در مورد خلقت بهشت و جهنم وجود دارد؛ یكی قول معتزله و خوارج است كه قائل شدهاند بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند بلكه بهشت و دوزخ بعد از آن كه قیامت بر پا میشود خلق میشوند و دیگری قول اكثر علمای اسلام خصوصاً امامیه و شیعه است كه قائل هستند به این كه همین حالا بهشت و جهنم خلق شدهاند و وجود خارجی دارند.[2] از برخی آیات قرآن نیز استفاده میشود كه بهشت و جهنم همین حالا خلق شدهاند و وجود خارجی دارند نه این كه بعد از بر پا شدن قیامت خلق خواهند شد:
آیاتی كه در آن از آماده شدن بهشت برای نیكوكاران و بدكاران خبر میدهد مفاد این آیات این است كه این دو آماده شدهاند نه این كه بعداً آماده میشوند و همین خود میتواند گواه بر وجود كنونی آن دو باشد. خداوند در قرآن در مورد بهشت میفرماید:
«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» (آل عمران/133)
«بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی كه پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیا برای پرهیزگاران است.»
خداوند در مورد آتش دوزخ نیز میفرماید:
«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِینَ» (آل عمران/131)
«بپرهیزید از آتشی كه برای كافران آماده شده است.»[3]
و در برخی از آیات كلمه «اعدّ» به كار رفته یعنی آماده نموده است؛ خداوند در قرآن میفرماید:
«وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا» (توبه/100)
«و خداوند برای آنان بهشتی كه از زیر درختانش نهرها جاری است آماده نموده كه تا ابد در آن متنعم باشند.»
«وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» (احزاب/57)
«برای آنان خداوند عذابی خواركننده آماده كرده است.»
مفاد این آیات كه كلمه اعداد در آنها به كار رفته حاكی از آماده بودن بهشت و جهنم است و اگر در زمان نزول وحی وجود نداشت به كار بردن آن نیاز به تأویل دارد و تا دلیلی برای تأویل بردن آیه وجود نداشته باشد باید ظاهر آیه را اخذ كرد.[4]
«وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى» (نجم/13-15)
«پیامبر یك بار دیگر هم جبرائیل را مشاهده كرد در نزد سدرة المنتهی كه جنة الماوی در آنجاست.»
جنة الماوی همان بهشت است، مفاد آیه این است كه پیامبر اكرم جبرائیل را در یك نزول در كنار سدرة المنتهی كه در كنار آن بهشت قرار دارد مشاهده كرده است. از آیه به روشنی استفاده میشود كه الان بهشت وجود خارجی دارد زیرا اگر بهشت خلق نشده بود، نشانه دادن بهشت خارج از فصاحت و بلاغت بود.[5]
«كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَینَ الْیقِینِ» (تكاثر/5-7)
«چنین نیست، اگر شما علم یقین داشتید قطعاً شما جهنم را خواهید دید و سپس به چشم یقین میبینید.»
آیه گواه است بر این كه صاحبان علمالیقین در همین دنیا دوزخ را مشاهده میكنند، پس اگر دوزخ هم اكنون خلق نشده بود و آفریده نشده بود دیدنی نبود، پس معلوم میشود كه جهنم همین الان هست لكن ما نمیتوانیم آن را ببینیم.
«فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِینَ» (بقره/24)
«بپرهیزید از آتشی كه هیزمش مردم بدكار و سنگهای خار است كه برای كافران مهیا شده است.»
مفاد آیه از آماده بودن آتش است در اینجا تعبیر اعدت شده نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدّت چنان كه در برخی از كتابهای كلامی نیز به آن اشاره شد نشانه مخلوق بودن بالفعل بهشت و دوزخ است.[6]
«و بُرزِتِ الحجیم لمن یری» (نازعات/36)
«و دوزخ برای بینندگان آشكار شود.»
یعنی این كه آن روز جهنم را نشان میدهند؛ و این دلیل بر این است که الان جهنم مستتر و پنهان است نه اینكه معدوم باشد.
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ» (شعراء/90)
«و بهشت به متقیان نزدیك شود.»
یعنی اینكه بهشت را نزدیك اهل تقوی میآورند. زلفا به معنی قرب است أزلاف نزدیك كردن و نزدیك آوردن است پس معلوم میشود كه بهشت همین حالا است ولی ما از آن دور هستیم و نمیتوانیم آن را مشاهده كنیم.
«وَ جِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یوْمَئِذٍ یتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى» (فجر/23)
«جهنم آورده شود و همان روز انسان یادآور شود و كجاست برای او یادآوری» مفاد آیه این است كه هم اكنون جهنم هست؛ زیرا جهنم در آن روز آورده میشود نه اینکه خلق میشود.[7]
علاوه بر آیات ذكر شده برخی روایات نیز دلالت دارد بر اینكه بهشت و جهنم هم اكنون خلق شدهاند نه اینكه بعداً در روز قیامت خلق میشوند و منكران آن به شدت مورد نكوهش قرار گرفتهاند؛ به عنوان نمونه روایت ذیل را كه مردی از امام رضا(ع) در مورد خلقت بهشت و دوزخ سؤال میكند ذكر میكنیم:
عن الهروی قال قلت للرضا (ع) یابن رسول الله أخبرنی مِن الجّنه والنّار أهما الیوم مَخلوقتان؟ نقال نعم وان رسول الله قد دخل الجّنه و رأی النّار لمّا عرج به الی السّماء قال فقلتُ له فانّ قوماً یقولونَ انّهما الیوم مقدرتان غَیر مخلوقَتَین فقال، ما اولئك منّا ولا نحن منهم مَن انكر خَلقَ الجنّه والنّار نقد كذب النّبی وكذّبنا ولیس مِن ولاتینا علی شیء...[8]
مردی میگوید: از امام رضا (ع) پرسیدم ای فرزند رسول خدا به من خبر بده از بهشت و جهنم آیا الان این دو خلق شدهاند. امام رضا(ع) فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی كه به معراج رفته بود داخل بهشت شد و جهنم را مشاهده كرد. سپس مرد میگوید: به امام عرض كردم برخی از مردم قائل هستند كه بهشت و جهنم مقّرر میباشند و هنوز خلق نشدهاند. امام در جواب فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم كسی كه خلقت بهشت و جهنم را انكار كند به پیامبر نسبت دروغ داده و ما را تكذیب كرده است و بر ولایت ما نیست...
دلایل منكران
منكران خلقت بهشت و دوزخ با دلیل نقلی و عقلی بر مدّعای خود استدلال نمودهاند:
1. دلیل نقلی
این استدلال مبنی بر دو مطلب است:
الف: آیات قرآنی حاكی از آن است كه بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است آنجا كه بهشت را به «جنّة الخلد» (فرقان/15) و دوزخ را به «دار الخلد» (فصلت/28) توصیف میكند و در برخی از آیات نعمتهای بهشتی را دایمی توصیف میكند؛ بنابراین بهشت و دوزخ از لحظه آفرینش باید به صورت یك بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نگردد.
ب: آیه قرآن حاكی از این است كه قبل از برپایی رستاخیز (نفخ صور نخست) همه چیز جز ذات خداوند نابود میشود.
اكنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ آفریده نشدهاند زیرا بر فرض آفرینش باید روز برپایی قیامت نابود گردند در حالی كه نابودی آنها با جاودانگی آن دو كه آیات نخست از آن حكایت میكرد منافات دارد.
2. دلیل عقلی منكران
از میان دلایل عقلی منكران، مسأله عبث و بیهوده بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. هدف از آفرینش بهشت و دوزخ این است كه نیكوكاران و گنهكاران در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این كار پس از برپایی قیامت انجام میگیرد بنابراین آفرینش آنها قبل از قیامت بیهوده خواهد بود.
در جواب این نوع استدلال باید این جمله را گفت كه مستدل به عقل و خرد بیش از حدّ بها و ارزش داده و عدم درك مصلحت را به جای نبود آن فرض كرده است. هرگز برای ما همه جوانب مسأله روشن نیست و شاید در آفرینش بهشت و جهنم مصلحت باشد كه از درك ما بیرون است. گذشته از این آماده كردن یك چنین مكان نعمت و یا نقمت در روح انسان مطیع تأثیر شگرفی میگذارد و او را به اطاعت و پیروی از تعالیم الهی بیشتر سوق میدهد و به یك معنی در لطف الهی نسبت به بندگان تأثیر به سزایی دارد[9]
بهشت وجهنم
اعتقاد به روز قیامت و عالم پس از مرگ از موثرترین عوامل و سازنده ترین اسباب تربیت و تکامل انسان است . زیرا اگر واقعآ انسان به پاداش و کیفر اعمال عقیده داشته باشد و روز حساب را باور کند طبعآ در زندگی مواظب و مراقب رفتار و کردار خود خواهد شد و خویشتن را برای آن روز آماده خواهد ساخت . حال چند ویژگی از عالم آخرت را یار آور می شویم که در روح و عقیدهُ همه ما تاُثیر می گذارد و ما را از سعادتمندان و نجات یافتگان آن روز و ساکنان بهشت قرار خواهد داد . عالن آخرت همیشگی است و پایان ندارد . در آن جبران خطاها و اشتباهات به هیچ وجه امکان ندارد . آن روز پرده ها کنار می رود و همه شناخته می شوند . آن روز روز حسرت و ندامت است . در عالم آخرت خوبان از بدان ، موُمنان از کافران و صالحان از فاسدان جدا می گردند و طبآ در عرصهُ محشر دو دسته تشکیل می شود (گروهی در بهشت و گروهی در آتش سوزان جهنم) از جمله سوُالاتی که همواره مطرح بوده و است این است که اساسآ چه ضرورتی دارد که بهشتی و جهنمی باشد و خداوند حکیم این گونه به این سوُال پاسخ می گویند: (( لِیَمیزَ اللهُ الخَبیثَ مِنَ الطّیَبِ وَ یَجعَل الخَبیثَ بَعضَهُ علیً بَعضٍ خَیَرکُمَهُ جَمیعاً فَیَجعَلَهُ فی جَهَنَّمَ اُلئِکَ هُمُ الحاسِروُنَ )) (اینها همه) به خاطر آن است که خداوند می خواهد ناپاک را از پاک جدا سازد و ناپاکها را روی هم بگذارد و تراکم سازد و یک جا در دوزخ قرار دهد . اشاره به یک سنت الهی که برای همیشه پاک و ناپاک ناشناخته نمی مانند خبیث و ناپاک در هر شکل و لباس سرانجام شکل واحدی دارند و پایان کار همه آنها خسران خواهد بود پس فرمانبرداران را در جوار رحمت جای دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد و بهترین پاداش ها را به آنها دهد و گناهکاران را در بدترین منزلگاه درآورد ، جایگاهی که هرگز از آن خارج نگردند و جامه های آتشین بر بدنشان پوشاند و مدتی نیز برای عذاب آن تعیین نشده تا پایان پذیرد همچنان که در آیه ای آمده است (( حُلوَةُ الدُنیا مُدَّةُ الآخِرَةِ وَ مُدَّةُ الدُّنیا حُلوَةُ الآخِرَةِ )) شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا شیرینی آخرت است .
بهشتیان
حال باید دید بهشتیان کیانند و دوزخیان کدامند و چه کسانی داخل بهشت می شوند و چه کسانی وارد دوزخ می گردند،به عبارت دیگر بهشتیان چه علامت و نشانه هایی دارند و دوزخیان را با چه چیز می توان شناخت . این دو گروه از دیدگاه قرآن دسته بندی شده اند و هر یک را با نشانه های قرآن معرفِ می نمایئم ، باید توجه داشت که ایمان شرط اول بهشتی بودن است و بدون آن هیچ عملی نمی تواند صاحب خود را بهشتی کند اگر چه از بهترین اعمال باشد.
توصیف بهشتیان : اولین گروه بهشتیان کسانی می باشند که به یگانگی خداوند متعال و روز قیامت و انبیاءِ الهی ایمان داشته باشند . ایمان روشن ترین راهها و نورانی ترین چراغ هاست ، با ایمان می توان بهاعمال صالح راه برد، اما درست است که ایمان اصل و ریشه تمام اعمال صالح و کارهای پسندیده است و بدون ایمان هیچ یک از اعمال مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت اما باید توجه داشت که ایمان در صورتی منشأ آثار خیر است که پایدار باشد و انسان مؤمن در کشاکش روزگار و بر.ز حوادث و پیشامدهای ناگوار و در برابر عوامل گمراه کننده و هوس انگیز ثابت قدم باشد و ایمانش متزلزل نگردد و در آیات قرآنی گفته شده است که فرشتگان بر آنان نازل می شوند ، می گویند که نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد بر شمایان به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم و برای شمایان هرچه بخواهید در بهشت فراهم است و هر چه طلب کنید به شما داده می شود و این پاداش اعمالی است که انجام داده اند و نیز گفتند وسعت بهشت به اندازه آسمانها و زمين است اگر چه ما از وسعت آسمانها و زمين اطلاعی نداريم ولی اين تعبير عظمت بهشت را براي ما مجسم مي کند و از وسعت زياد آن حکايت مينمايد،بهشتی که سرشار از انواع نعمت های بی پايان الهی است: )) ألا إنَّ عَمَلَ أَهل الجَنَّتِه حَزنُبَرِبوَهًٍ ألا إِنَّ عَمَلَ أهلِ النّارِ سَهلً سَبِهوَهٌٍ (((ح47) بدانید که حال بهشتیان مانند این است که کسی از راهی سخت به بالای تپه ای رسیده است و حال دوزخیان مانند این است که کسی در راهی آسان و سراشیب راه پیموده است . در سورة حج آیة 23 و 24 آمده است : البته خداوند ، داخل می کند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به بهشتی که از درختانش نهرها جاری است در آنجا با دستبند های طلایی و لؤلؤ زینت داده می شوند و لباسهایشان در آنجا حریر است ، و به سوی گفتار پاکیزه و راه پسندیده هدایت می شوند . رسول خدا فرمودند : من بهشت و نعمتهای آن و جهنم و عذابهای آن را دیدم . بهشت هشت در و جهنم هفت در داشت که بر هریک از آنها چهار کلمه نوشته شده بود که هر کلمة آن از دنیا و آنچه در آن است با ارزش تر بود و هرکس باید از آن آگاه باشد و به آن عمل کند .
درهای بهشتی : بر هریک از درهای بهشت نوشته شده بود : 1-در اول : برای هر چیزی دلیل است و دلیل خوب زیستن در دنیا چهار چیز است : قناعت ، انفاق در راه خدا ، ترک عقده و معاشرت با اهل خیر -2- در دوم : دلیل و برهان خوشی در آخرت چهار چیز است : دست کشیدن بر سر یتیمان ، مهربانی و مهرورزی زنان بی شوهر ، سعی و کوشش در برآورده کردن حاجتهای مؤمنان و جویا شدن حال فقرا و مساکین. -3- در سوم: دلیل سلامتی در دنیا ، چهار چیز است: کم سخن گفتن ، کم خوابیدن ، کم راه رفتن و کم خوردن.-4- در چهارم: هرکس به خدا و روز آخرت ایمان دارد ، به همسایة خود احترام بگذارد ، به پدر و مادر خود نیکی کند و به آنها احترام بگذارد ، نیکو سخن بگوید یا اینکه ساکت شود.-5-در پنجم: هرکس دوست ندارد به او ظلم شود ، به دیگران ظلم نکند. هرکس دوست ندارد به او تهمت بزنند ، به دیگران تهمت نزند . هرکس دوست ندارد خوار و ذلیل شود ، دیگران را خوار و ذلیل نکند . هرکس می خواهد در دنیا و آخرت به (( عروهٌ الوثقی )) چنگ بزند ، بگوید : لا اِله اِلاَ الله ، محمّد رسول الله و علی ولی الله .-6-در ششم: هرکس دوست دارد قبرش وسیع شود ، مساجد را بنا کند. هرکس دوست ندارد حشرات زیر زمین بدنش را بخورند ، مساجد را جارو کند . هرکس دوست دارد بدنش نپوسد و سالم بماند ، برای مساجد لوازم بخرد . هرکس دوست دارد جایگاه خودش را در بهشت ببیند ، برای مسجد فرش بخرد .-7-در هفتم: جلا دهندة قلب چهار چیز است: عیادت کردن مریض ، راه رفتن پشت جنازه ها ، خریدن کفن و پرداخت دِین و قرض.
-8-در هشتم: هرکس می خواهد از این درها وارد شود باید به چهار چیز چنگ بزند: سفاوت ، حوش اخلاقی ، صدقه دادن و دوری جستن از آزار و اذیت دیگران. هنگامی که پرهیزکاران در برار دربهای بهشتی قرار می گیرند . ناگهان درها باز می شوند و بهشت برای ورود پرهیزکاران آماده می گردد . روایت شده روزی از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد که بهشت چگونه است؟ایشان فرمودند : آجرش از طلا و نقره ، ملات آن از مشک زرد و خاک آن زعفران و سنگ ریزه هایش مروارید و یاقوت است ، هرکس وارد آن شود از نعمتهای فراوان آن بهرمند خواهد شد و در آن ابدی زندگی خواهد کرد و هرگز نخواهد مُرد و لباس و جوانی اش ازبین نخواهد رفت و همیشه جوان و خوش سیما خواهد ماند . رسول خدا فرمودند : به خدا قسم هر وجب از بهشت ، از دنیا و آنچه در دنیا است با ارزش تر و بهتر است .
درختان بهشتی : ایشان فرمودند : درختی در بهشت وجود دارد که نامش طوبی است و هیچ مکانی در بهشت نیست مگر این که ساقه ای از آن درخت در آنجا است و میوة آن درخت شیرین تر از عسل و نرم تر از کره است و اصل آن درخت در اتاق من و تنة آن در منزل امام علی (ع) است . طوبی درختی است که خداوند تبارک و تعالی آن را با (( یَدِ )) قدرت خویش کاشت و از روح خود در آن نفخ نمود و میوه و ثمرة این درخت ، پارچه ها و جامه های رنگارنگ و میوه های گوناگون است و ساقه های آن درخت در منازل اهل بهشت است . هرگاه اهل بهشت اراده کنند که میوه ای از آن درخت بچینند ، ساقة آن درخت پایین می آید تا اهل بهشت از آن بچشند و میل کنند ، هرگاه چیزی از آن برداشته شود به اذن خدای تبارک و تعالی دوباره مثل همان چیز به جای آن قرار می گیرد و اگر پرندة تیز پروازی از ریشة آن پرواز کند هرگز به انتهای آن نمی رسد تا وقتی که از دنیا رود و بر هر برگ آن فرشته ای ذکر می گوید و هیچ منزل و قصر و اتاقی در بهشت نیست مگر ایتکه ساقه یا شاخه ای از آن درخت در آن است و زیر درخت طوبی نهری است که سرچشمة چهار نهر دیگر است .
رودهای بهشتی : روزی از رسول خدا (ص) در مورد عرض هر رود بهشتی سؤال شد . ایشان جواب دادند : عرض هرکدام از رودهای بهشتی پانصد سال راه است که از زیر قصرها و منازل و سراها و درختان بهشتی جاری می شود و موج های آن آواز می خوانند ، همانند آواز در دنیا و پر آب ترین رود بهشتی نهر ک.ثر است که هیچ چیزی در ساحل آن نیست مگر زنان بهشتی و اولیای خدا آنها را زیارت می کنند و هرکه را دوست داشته باشند با خود می برند .
چشمه های بهشتی : همچنین در بهشت چشمه های متعددی به نامهای مختلف وخود دارد. یکیاز آنها چشمة سلسبیل است که مخصوص نیکان است. آبش روان و خوشگوار ، سبک و لذیذ و برنده است . (( عیإً فیها تُسَمی سَلسَبیلاً ))از چشمه ای در بهشت که نامش سلسبیل است سیراب می شوند . سلسبیل به معنی نوشیدنی بسیار لذیذی است که به راحتی در دهان و گلو جاری می شود و کاملاً گوارا است .
نوشیدنی های بهشتی : روایت می شود از رسول خدا ، پرسیدند اولین نوشیدنی اهل بهشت چیست ؟ فرمودند : اولین چیزی که می خورند جگر ماهی است و اولین نوشیدنی آب سلسبیل است . پرهیزکاران در بهشت از انواع آشامیدنی استفاده می کنند ، آبهبی بهشتی که به هیچ وجه کهنه نمی شود ، رنگ وبویش تغییر پیدا نمی کند و همچنین شیر بهشتی که هرگز بدطعم و فاسد نمی شود ، شرابهای طهور و عسل مصفا ، شرابی که با زنجبیل آمیخته است و عطرش مشام جان را تازه می کند و برخلاف شرابهای دنیا نه مستی می آود و نه خماری .
میوه های بهشتی : در آیاتی به ذکر نام بعضی از میوه ها پرداخته ده (( فیها فاکِهَتهُ و النَّخلُ ذاتُ الاکمامِ )) و در آن میوه ها و نخل های پرشکوفه است ، در آنجا از هر نوع میوه ای دو نوع آماده شده ، تابستانی و زمستانی ، خشک و تر ، نوعی که در دنیا دده بود و نوعی که ندیده بود ( الله اعلم ) بیشتر به میوه خرما و انگور و انار اشاره می شود .
لباس بهشتیان : نیکوکاران در بهشت از انواع گوناگون لباس های بهشتی بهرمند می شوند . در سورة انسان آیة 21 آمده است : و بر اندام آنان لباس هایی است از حریر نازک ، سبز رنگ و از دیبای ضخیم و پرهیزکاران لباسهای حربر و دیباج لطیف و ظریف را به تن می کنند ، لباسی که چشم دنیایی آن را ندیده و گوش متدی توصیف آنرا نشنیده است .
حوریان بهشتی : کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند ، خداوند برای آنها در بهشت همسرانی را وعده داده است که با صفت (( مطهّره )) آنها را توصیف فرموده است . منظور از طهارت پاکی از همة آلودگی ها از نظر روح و جسم است . و در جای دیگر می فرماید : (( وَحُرُعینٍ کَاَمَثالِ اللُؤلُؤ المَکنُون )) ( سورة بقره آیة 25 ) و همسرانی از حورالعین دارند همچون مروارید در صدف پنهان . حورالعین نام زنان بهشتی است در آیة دیگر داریم : (( فیهِنَُ قاصِراتُ الطَرفِ لَم یَطمِثهُنَّ اِنسُ قَبلَهُم و لاجالّ )) (سورة رحمن آیه 56 ) در آنجا همسرانی هست که چشم جز به شوهران نیفکنده نه انسی قبلاً با آنان تماس گرفته و نه جنی . همسران بندگان زبدة الهی حوریان شوهر دوستی هستند با چشمانی درشت ، زیبا با بدن لطیف که به شوهران خود اکتفامی کنند و چشم داشتی به دیگران ندارند .از رسول خدا (ص) پرسیدند آیا در بهشت آوازی برای شنیدن وجود دارد ؟ ایشان فرمودند : به راستی که در بهشت نهری است که در اطراف آن زنانی که از نور هستند آواز می خوانند ، آوازی که هیچ آفریده ای مانند آن نشنیده است و آن آواز بهترین چیز در بهشت است و آن اواز با آلات شیطانی خوانده نمی شود بلکه با تمجید و تقدیس خداوند تبارک و تعالی همراه است . آری بهشت را به بها می دهند نه به بهانه ، همة این نعمتهای مادی و معنوی جزای اعمال بهشتیان است . همچنان که می فرماید : (( کُلُوا وَ اَشرَبوُا هَنیاً بِما اَسلَفتُم فیِ الاَیّام الخالِیَهِ )) (سورة الحاقهً آیة 24 ) بخورید و بیاشامید که گوارایتان باد به خاطر آن اعمال نیکی که در ایام گذشته کرده بودید .
دوزخیان
گروه دوم دوزخیان (جهنمی ها ) هستند . همچنان که ایمان پایة همة خوبی ها و اعمال شایسته و پسندیده است ، کفر نیز زیربنای تمامی بدی ها و اعمال ناشایست می با شد . انسان با ایمان اگر مرتکب گناه و خلافی باشد چون به عذاب الهی در صورت ادامة گناه و عفو و گذشت پروردگار در صورت توبه معتقد است توبه می کند و اعمال گذشته را با انجام دادن کارهای خیر جبران می سازد . بدیهی است انسان دارای هوا و هوس و نفس اماره اگر از قید ایمان نیز رها شده باشد طباً در گرداب گناهان و انحرافات فساد اخلاق غرق خواهد شد و چنین افرادی جز به جهنم و چشیدن عذابهای آن سرنوشتی نخواهند داشت .
ویژگی های جهنم : بعضی از ویژگی های جهنم در طی آیاتی با تعابیر گوناگون بیان گردیده . در سورة بقره آیة 39 : و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند ، همانان اران آتشند و در آن جاویدان . و نیز در سورة هود آیة 15و 16 آمده است :کسانی که زندگی دنیا و زینت آنرا طالب باشند . اعمالشان را در این جهان بی کم و کاست به آنان می دهیم ولی در آخرت جز آتش سهمی نخواهند داشت و آن چه را در دنیا ( برای غیر خدا ) انجام داده اند هدر می رود ، همة انچه انجام داده اند باطل می گردد و در این صورت از اعمال خود فقط به نتیجة مادی و دنیوی می رسد ، مسلماً در آخرت دستش از همة نعمت های آن جا خالی خواهد ماند . همچنین امام صادق (ع) فرمودند : به راستی که اهل جهنم آتش جهنم را بزرگ می پندارند و اهل بهشت نیز بهشت و نعمتهایش را با عظمت می پندارند . وقتی اهل حهنم وارد حهنم شوند به مدت هفتاد سال پایین می روند و هرگاه پس از هفتاد سال بالا بیایند ، فرشتگان مسؤل با گرزهای آهنی بر سر آنها می کوبند و آنها دوباره به پایین حهنم پرتاب می شوند . خداوند می فرماید : (( کُلَّما أرادو أن یَخرُجُوا مِنها مِن عَمَّ اُعیدُوا فیها وُذُوقُوا عذابَ الحَریق )) سپس پوست هایشان به پوست های دیگر تبدیل می شود تا عذاب را بچشند . عذاب گافران دائمی و همیشگی است و یکی از تفاوتهای عذاب دنیا و عذاب آخرت در همین است که عذاب دنیا با لاخره پایان پذیر است ولی عذابهای جهنم تمام شدنی نیست . نه مرگی در آنجا هست که با مردن عذاب پایان پذیرد و نه حتی وسیله ای برای تخفیف عذاب وجود دارد . رسول خدا فرمودند : هنگامی که در معراج با جبرئیل بودم ، صدایی شنیدم که من را پریشان کرد . از جبرئیل سؤال کردم : این صدای وحشتناک از چه بود ؟ فرمود : این صدای سنکی است که من هفتاد سال پیش در آتش جهنم انداخته بودم و اکنون به ته جهنم برخورد کرد ، سپس فرمودند : فرشته ای را دیدم که خیلی از او ترسیدم و به جبرئیل گفتم : ای جبرئیل ! این چه فرشته ای است که من را پریشان کرده است ؟ جبرئیل امین فرمود : به راستی که تمام جهانیان و فرشتگان از آن می ترسند و از او به خدای تبارک و تعالی پناه می برند این فرشته ، مسؤل جهنم است و نامش (( مالک )) است . در مورد آمدن جهنم از ایشان سؤال کردند ، فرمودند : همان جبرئیل به من خبر داد و فرمود : هرگاه خدای تبارک و تعالی تمام آفریده ها را جمع کرد در آن هنگام می فرماید : جهنم را بیاورید . سپس در آن لحظه جهنم را می آورند ، در حالی که هزار دستگیره و هر دستگیره صدهزار زنجیر نسوز دارد و هر زنجیر در دست یکی از فرتگان بزرگ قرار دارد و نیز صدایی وحشت ناک و حرارتی سوزان دارد و اگر خدای تبارک و تعالی به او به اندازة یک نوک سوزن اجازة نفس کشیدن بدهد ، تمام آفریده ها از بین خواهد رفت . سپس آنها را روی پل صراط قرار می دهد که پل صراط ، باریک تر از مو و تیز تر از تیغ شمشیر است و از سه قسمت تشکیل شده است ، یکی برای امانت و گذشت ، دیگری برای نماز و قسمت آخر برای پروردگار جهانیان است که هیچ معبودی جز او نیست . آنگاه خدای تبارک و تعالی امر می فرماید که خلایق از پل صراط عبور کنند و آنها می روند تا به قسمت امانت و گذشت می رسند ، سپس اگر نجات یافتند به قسمت نماز می روند و اگر از آن نیز نجات یافتند به قسمت پروردگار جهانیان می رسند که تفسیر این آیة شریفه است : (( اِنَّ رَبُّکَ لَبِالمِرصاد )) به راستی که پروردگار تو در کمینگاه است . فرشتگان در اطراف پل صراط ایستاده اند و ندا می زنند : پروردگارا ! ای بردبار ! ای مهربان ! ای بخشنده ! به فضل خودت گذشت کن و آنها را نجات بده و به سلامت برسان . آنگاه مردم مانند فرش هایی که روی هم انباشته ده اند وارد جهنم می شوند و بعضی ها مانند برق و بعضی ها مانند نور و بعضی ها مانند اسب تیزرو و بعضی ها با دویدن و بعضی با راه رفتن و بعضی ها چهار دست و پا و بعضی ها معلق ، از پل صراط عبور می کنند و هرکس از آن عبور کند می گوید : حمد و سپاس مخصوص خدایی است که مرا از تو نجات داد ، درحالی که من از تو مأیوس بودم . در آیه ای از قرآن آمده است : دوزخ حرام است به چشمی که از ترس خدا گریسته وچشمی که برای خدا نخوابیده است و چشمی که از حرام خدا بسته است و چشمی که برای خدا از میان رفته است . در آیه ای دیگر گفته شده : (( إنَّ لِجَهَنَّمَ با بأ لا یَد خُلُهُ إلّا مَن شَفی غَیظَهُ بَمَصِیَتهِ الله )) دوزخ را دروازه ای است که تنها کسانی از آن می گذرند که خشم خویش را با گناه فرو نشانده اند .
آتش جهنم : از رسول خدا روایت شده است : به راستی که آتش دنیا یک هفتادم آتش جهنم است و آنرا هفتاد بار با آب خاموش کرده اند تا به این صورت درآمده است و اگر این طور نبود انسان نمی توانست به آن نزدیک شود و طاقت حرارت آنرا نیز نمی داشت و انسان را در روز قیامت می آورند ، وارد آتش جهنم می کنند .
رسول خدا به جبرئیل فرمودند : از لحظه ای برایم بگو که خداوند آتش جهنم را آفرید و جبرئیل امین فرمود : وقتی خدای تبارک تعالی آنرا آفرید امر فرمود که بر آن دمیده شود ، پس هزار سال به آن دمیده شد تا وقتی که سفید شد ، سپس بار دیگر امر فرمود و هزار سال بر آن دمیده شد تا وقتی که قرمز شد و بار سوم امر فرمود بر آن دمیده شود ، پس بر آن هزار سال دمیده شد تا وقتی که سیاه شد و شعله های آن آرام نمی گیرد و حرارتش از بین نمی رود ، سپس فرمود : قسم به آن خدایی که تورا به حق مبعوس کرد ! اگر خداوند به او به اندازه یک نوک سوزن اجازه دهد که نفس بکشد تمام اهل زمین و اهل آسمان از شدت حرارتش به هلاکت خواهند رسید .
زنجیرهای جهنم :
اگر یک حلقه از همان زنجیری که خدای متعال در قرآن به آن اشاره کرده روی زمین قرار بگیرد ، زمین از شدت حرارتش ذوب خواهد شد ، این همان زنجیری است که کافران با آن در جهنم زندانی می شوند و اگر یک جامه از جامه های جهنم به اهل زمین عرضه شود ، تمام اهل زمین از بوی گند آن به هلاکت خواهند رسید .
لباسهای جهنمیان: خداوند درباره لباس های دوزخیان می فرماید : (( وَ قُطِّعَت لَهُم ثِیاتُ مِن نارِ )) کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود .
طعام و نوشیدنی های جهنم : در قرآن آیاتی چند به خوردنی ها و آشامیدنی های جهنمیان اشاره دارد . )) وَ لا طعام اِلاّ مِن غِسلینٍ)) و به جز چرک و خون دوزخیان هیچ طعامی ندارند. این طعام آبی است که از شستشوی بدن کفار در دوزخ می ریزد و نوشابة داغی که کافران را با آن پذیرایی می کنند چرک ، خونابه و کثافاتی است که از سوختن اهل جهنم حاصل می شود . غذای دیگر دوزخیان زقوم است ، زقوم گیاهی است تلخ ، بد بو ، بد طعم و شیره ای دارد که وقتی به بدن انسان می رسد وَرم می کند . روایت شده ؛ اگر یک قطره از آب زقوم بر کوه های زمین بیفتد ، تمام کوه ها متلاشی می شوند و این همان آبی است که دوزخیان باید از آن بخورند . و این بود اوصافی از جهنم که عذاب شدید جهنم را به ما یاد آوری می کند ، پس خداوندا به تو پناه می بریم از عذاب جهنم و آتش دوزخ .
کوهی به نام سکران : شیخ طبرسی در امالی با استناد از رسول خدا (ص) روایت کرده است : حبیبم جبرئیل امین (ع) به من فرمود : خدای تبارک و تعالی در جهنم ، کوهی به نام (( سکران )) آفریده است و در دامنة آن کوه ، سرزمینی به نام (( غضبان )) قرار دارد . در آن سرزمین ، دره ای است که عمق آن صد سال راه است . در آن دره صندوق هایی از آتش وجود دارد و در آن صندوق ها ، جامه ها و زنجیرها و دست بندهایی از آتش برای اهل جهنم وجود دارد که در آنجا ساخته می شوند .
عقابت زناکار : شیخ راوندی در نوادر با استناد از رسول خدا (ص) روایت کرده است : زناکار را در جهنم ، بالای اهل جهنم می آورند ، آن گاه قطره ای از فرجش بر اهل جهنم می افتد و اهل جهنم از بوی گند آن بیزار می شوند . سپس اهل جهنم با صدای بلند به فرشتگان مسئول جهنم می گویند : این چه بوی گندی است که ما را آزار می دهد ؟ آن گاه به آنها گفته می شود : این بوی گند برای شخص زناکار است .
آسانترین عذاب در جهنم : شیخ راوندی در نوادر با استناد از امام موسی کاظم (ع) از رسول خدا (ص) روایت است : به راستی که آسانترین عذاب اهل جهنم (( ابن جذعان )) است . از رسول خدا (ص) سؤال شد : ابن جذعان در دنیا چه کاری کرد که عذابش آسان است ؟ ایشان فرمودند : به راستی که او اطعام می داد . هرکس به اندازة عملش حساب می شود : از رسول خدا (ص) سؤال شد : ای رسول خدا (ص) آیا از دوستان شما در جهنم خواهند رفت ؟ ایشان فرمودند کسی که گناهکار استدر محشر آورده می شود ، پس به او می گویم : ای مرد ! به راستی تو گناهکار هستی و نمی توانی با نیکان همنشینی کنی و نیز نمی توانی با حورالعین باشی تا وقتی که از گناه پاک شوی ، آنگاه بعضی ها بوسیلة فشار قبر و بعضی ها با فشار روز محشر و بعضی ها در دنیا به بیماری مبتلا می شوند و پاک می شوند و بعضی ها در برزخ ، عذاب می شوند تا گناهان آنها پاک شود و کسانی که گناهشان زیاد باشد ، در روز قیامت در جهنم عذاب داده می شوند تا گناهانشان پاک شود ، سپس وارد بهشت می شوند و این افراد از شیعیان ما نیستند ؛ بلکه از دوستان و محبان ما هستند ؛ زیرا شیعان ما کسانی هستند که پایشان را جای پای ما می گذارند و هر کاری که ما انجام می دهیم انجام می دهند .
نتیجه گیری : در آخر از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که در روز قیامت هیچ چیز به سود انسان نخواهد بود مگر عمل صالح و صالحان نیکوکارترین افراد هستند که در عالی ترین رتبه و مقامند و قرآن کریم نیز ویژگی مؤمنان و صالحان را دوری از آتش قلمداد می نماید و آنان از کیفر و عذاب در امانند و از سرزنش ها آسوده و از آتش دوراند و در خانه های امن الهی از جایگاه خود خوشنودند و لایق ملکی جاودانه و نعمتهایی پایدار می با شند و گناه کاران نیز در جایگاهی تنگ و در آتشی فرو می روند که صدای زبانه هایش وحشت زا ، شعله هایش بلند و گدازنده است ، پس باید دانست که دنیا خانة آرزوهایی است که زود نابود می شوند ، دنیا شیرین و خوش منظره است که به سرعت به سوی خواهانش می رود و بیننده را می فریبد بنابراین باید سعی کرد با بهترین توشه از آن کوچ کرد و همواره از مرگ ترسید . نکند زمانی سوراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد ، که در این صورت خود را تباه کرده ای . به یاد مرگ باش به امید آنکه ما نیز جزء بندگان صالح خداوند متعال باشیم . |

در رستاخیز اکبر، حضرت رسول اکرم به جناب امیرالمومنین می گویند: یا علی، به فاطمه بگو که برای شفاعت و نجات امت من در فزع اکبر چه تدبیری دارد؟