احکام دستورات خداوند
همه جا هم خوب نيست تنها صفتى كه همه جا خوب است عدالت است، عدالت با دوست، با بچّه، با دشمن، با همسايه، با حكومت، بالا دست، عدالت صفتى است كه هميشه خوب است. غير از عدالت تمام صفات هميشه خوب نيست مثلاً سخاوت هميشه خوب نيست، همه جا آدم سخاوت داشته باشد نه بعضى از جاهاهم بايد مشتش هم باشد عبادت همه جا خوب نيست. يه كاروان از مكّه آمدند گفتند: آقا يه كسى توى كاروان ما بود چقدر گريه مىكرد ،هر جا مىرسيديم نماز مىخواند. حضرت فرمود: كار هايش را چه كسى مىكرد؟ گفت: من گفت: نمىخواست، از زير كار در مىرفت براى اينكه ظرف بشويد مىرفت نماز مىخواهند. بعضى بچّه هامى خواهند توى خانه كار نكنند مىدوند، ميدوند، كتابخانه، مادرشان توى صف نانوايى است اين آقا مطالعه مىكند. تحصيل همه جا خوب نيست. امام حسين «عليه السلام» را كربلا كشتند. آمد نو توى مسجد كوفه بحث راه انداختند كه خون پشه، بعضى از بحثهاى علمى چيز است يادم رفت كلمهاش را، سبب مغالطه كردن و گيج كرده مردم است. مثلاً يه كارى مىخواهند بكنند. فرض كنيد يك بازىهاى بين المللى راه مىاندازند توى همان برنامه كه مردم و جوانهافكر او هستند يك كارى را انجام دهند مثل بنده من خودم اين كار را انجام مىدهم مثلاً مطالعه مىكنم و بچّه يا نوه هايم مىخواهد مزاحم شود من براى اينكه او را سرگرم كنم انگشترم را در مىآورم مىاندازم اون اطاق برو بردار تا اين را سرگرم انگشتر مىكنم خودم مطالعه مىكنم. خيلى وقتها جامعه ما را به يك چيزى سرگرم مىكنند كه كار ديگرى انجام بدهند، از اين شيطنتها بوده، در بقيع چهار امام ما امام سجاد و امام باقر و امام صادق و امام حسن مجتبى «عليهم السلام» گنبد و بارگاه داشت، آنها را خراب كردند، ايران راهپيمايى راه افتاد رضا شاه عكس راهپيمايى را برداشت فرستاد براى اربابهايش گفت مردم راهپيمايى مىكنند كه ما احمد شاه را نمىخواهيم رضا شاه را مىخواهيم اصلاً از چى به چى . قبرستان بقيعرا خراب مىكنند مردم از غم اهلبيت «عليهم السلام» راهپيمايى مىكنند عكس غم اهلبيت «عليهالسلام»را رضا شاه مىفرستد براى اينكه مردم راهپيمايى مىكند كه ما رضا شاه مىخواهيم. گاهى وقتها از همه چيز سوء استفاده مىكنند، تحريف مىكنند همه چيزى را. يك چيزه ديگه بوديك چيزه ديگه، «اصلاً 180 درجه نه دو، سه درجه گاهى وقتها مردم منحرف مىشوند . من به يك كسى گفتم قبله چه جورى است گفت، مثل خودتان كنى انحراف دارد« خنده حضار» گاهى يك كسى كمى انحراف دارد طورى نيست وقتها هم 180 درجه، يعنى كچل،كچل است ميگويند زلفى «خنده حضار» هيچى اش به هيچى نمىخورد. فلسفه قصاص: پس ببينيد قصاص دستورى است حق، و خشونت هم بعضى جاها درست است. ولى اصل با رحم است، رحمت سر جايش و خشونت هم، در نماز مىگوييم «الرحمن الرحيم» هم مىگوييم «مغضوبعليهم» يعنى مورد غضب شده. پس در يك سوره حمد اوّلش رحمت و آخرش مغضوب، البتّه رحمتش بيشتر است، رحمتش 6 تا يكبار در حمد مىگوييم «بسم الله الرحمن الرحيم» دوباره بعد از «الحمد» مىگوئيم «الرحمن الرحيم»چهار تا توى قل هوالله هم مىگوئيم«بسم الله الرحمن الرحيم». يعنى 6 تا رحم است اما يك مغضوب هم هست با همه نمىشود با رحم رفتار كرد. بعضىها اصلاً نمىشود، قاتل است آقا با قاتل مىخواهى چكار كنى.. ضمناً همين آقايى كه مىگويد قاتل را نكشيد. هيجانى است، بفرستيد كارگاه كار كند. همين آقا اگر بچّه خودش را بكشى حاضر است بگويد. چون برادر مرا كشته مىگويد، هيجانى است. اگر برادر خودش باشد مىگويد نه تنها خودش را بايد كشت. خانهاش راهم بايد خراب كرد. چون برادر مرا كشته حالا حالا روانشناسى و دامپزشك و جامعه شناس شده امّا اگر جوجههاى خانهاش را بكشى از مغول بدتر است و اسب همسايه ببخشيد مرغ همسايه غاز است
حالا، در اسلام یه نمونه هایى را برایتان بگویم: همین نمازى که مىخوانیم دلیل نماز چیست؟ نماز چهار تا دلیل دارد توى قرآن: دلیل نماز؟ ۱ – تشکّر: بالاخره اگر من یه دوربین عکاسى بدهم به شما، تشکر مىکنى خدا دو تا دوربین به شما داده، دو تا چشم. اگر کسى یه چراغ قوّه بدهیم از او تشکّر مىکنم، خداوند خورشید به ما داده. «و جعلنا فوقکم سراجا و هاجا»: مفت قرآن مىگوید: فلیعبدوا: یعنى باید عبادت کنند بعد مىگویند مىدانى چرا؟ براى اینکه: «اطعمهم من جوع» یعنى از گرسنگى شما را نجات داد « و امنهم من خوف» «تشکّر کنید» او شما را از ترس، امنیت داد، از گرسنگى غذا داد، از دلهرهگى امنیّت داد تشکّر کنید. «واعبدو ربکم» چرا؟ «خلقکم والذین من قبلکم» یه دلیل نماز تشکر است . آنوقت انسانى که نماز نمىخواند یعنى انسان بى خیال. بى تشکّر است.
رشد و کمال، دوّمین فلسفه نماز
دو چرا نماز بخوانیم؟ ۲ – نماز کارخانه سازندگى است. چطور؟ براى اینکه: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر»: شما یه نماز خوب بخوانى مثل نوزادى که شیر مىخورد. یه بچّهاى که شیر مادرش را مىخورد یه غذاى کامل خورده است. یعنى هر چى بدن نوزادمى خواهد خدا توى شیر مادر قرار داده. اگر بدن قند مىخواهد چربى، آب، کلسیم، فسفور، هر چى بدن مىخواهد خدا در شیر مادر قرار داده . و هر چى کمال هست خدا در نماز قرار داده، ادب در نماز است. آقا حرف مىزند هیچى نگو، انتخابات در نماز است. آقا را قبول ندارى برو یه مسجد که آقایش را قبول اش دارى، تواضع توى نماز است. نگو من هفتاد سالم هست و این آقا سى سالش است، اگر گناهى از او سراغ ندارى، امتیازات توى نماز است، ارزشها توى نماز است مىگویند صفِ اول کسى باشدکه ارزشهاى بیشترى داشته باشد. صفِ اوّل جماعت اون کسى که علم و تقوایش بیشتر است او صفِ اوّل باشد. حضور در صحنه،«قد قامت الصلوة» همه حاضر مىشوند. مسواک در نماز است .وضو مىگیرى مسواک مىکنى، نشاط توى نماز و پاکى، با لباس پاک حقوق مردم، دگمه و نخ لباس اگر دزدى باشد نماز باطل است، استقلال رو به قبله مىایستید. چون اگر اینور بایستیم یهودىها اینور مىایستند و اگر اینور بایستیم جزء حزب یهودى هاهستیم و اگر اینور بایستیم جزء حزب مسیحىها هستیم پس باید به طرفى بایستیم که جزء حزب این و آن نباشیم، آمریکا هیچ غلطى نمىتواند بکند، چون توى نماز مىگویى «الله اکبر» خدا بزرگ است اگر کسى واقعاً خدا در پهلویش بزرگ باشد غیر خدا پهلویش بزرگ نیست. رئیس جمهور آمریکا هم باشد با یک عطسه چونهاش کج مىشود. یعنى انسان با یک عطسه سکته مىکند. کسى چیزى نیست. یاد شهدا در نماز است مهر کربلا، ورزش، حرکات رکوع و سجود، رابطه با خورشید، براى شناخت ظهر«لدلوک الشمس» رابطه با ماه براى نمازهاى مستحب، رابطه با ستاره براى شناخت قبله از ستارهها استفاده مىکنند. رابطه با آب در وضو و غسل، با خاک در تیمّم و سجده، رابطه با فقرا، نماز و زکات در قرآن با هم است.«یقیمون الصلوة، یؤتون الزّکاة» «اقیموالصلوة. آتوالزکاة» با هم است مردمى بودن، همه توى نماز مردمى هستیم همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اینطور نیست که مثلاً پولدارها صف اول ،متوسطها صف دوّم. همه باهم «سمع الله» بغلت کیه، اینور کیه؟ آقا اینورى من باید کى باشد و اینورى من کى باید و نباید ندارد همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اصلا نماز یه کارخانه سازندگى است درست مثل شیرى که بچه مىخورد همه نیازهاى بدنش تأمین مىشود، یه نماز خوب انسان را اداره مىکند. دیگه چرا نماز بخوانیم؟