«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» اللهم صل على محمّد ال محمّد الهى انطقنى بالهدى والهمنى التقوى در دو جلسه قبل، دو سه جلسه است به نظرم جلسه سوّم، چهارم باشد كه فلسفه احكام داريم صحبت مى‏كنيم يعنى دليل اين كار چيه، و در هر جلسه من اين را تذكّر مى‏دهم كه نبايد منتظر باشيم همه اسرار را همين امروز همه ما بفهميم.ما پاى تلويزيون هستيد هر يه چند وقتى يك كشورى، يك دانشمندى، يك مسئله‏اى را كشف مى‏كند. دنيا پر از اسرار است، بسيارى از اسرار به مرور زمان كشف مى‏شود، اگر خواسته باشى بگويى همه اسرار را من بايد بفهمم و الّا عمل نمى‏كنم، مثل كسى، بيمارى است كه به دكتر بگويد: تا اسرار اين نسخه را نگويى من اين نسخه را نمى‏خورم پس بميرى، ما بايد دارو را مصرف بكنيم و دنبال تحقيق هم باشيم، فعلاً براى اينكه نميريم به دستورهاى كارشناس عمل مى‏كنيم ولى خوب مطالعه هم مى‏كنيم كه چى را بفهميم «الحمدالله». در عين گفتيم كه يك سرى دستورات و اسرار توى خودِ روايات آمده كه داريم بحث مى‏كنيم مثلاً. قصاص چرا، قبله چرا، نماز خوف چرا همچين، چراها هم در روايات است، هر جلسه‏اى چندتا چرا را مى‏گوييم. اول: قصاص چرا؟ ادامه بحث دليل و فلسفه احكام. قصاص چرا؟ قرآن مى‏فرمايد: «و لكم فى القصاص حيوة يا اولى الالباب»: يعنى اگر قاتل را به قصاص مى‏رسانديد قاتل را كشتيد جامعه تان زنده است اى كه عقل داريد . جامعه‏اى كه از قصاص، يعنى آدم مى‏كشد و صاف، صاف توى خيابان راه مى‏رود اين جامعه مرده است. ماچند رقم حياة داريم: انواع حياة: 1 - حيات نباتى نباتات 2 - حيات حيوانى حيوانات 3 - حيات انسانى 4 - حيات عقلى و فكرى 5 - حيات سياسى - حيات نباتات همينكه مى‏گوئيم اين زنده است. يك درخت انگور را كه قيچى مى‏كنى هر شاخه‏اى را كه مى‏كارى همان شاخه تبديل به درخت مى‏شود اين پيداست كه يك حياتى در آن است كه مى‏تواند خودش را رشد بدهد. بعضى از كرمها را قطعه، قطعه مى‏كنى باز قطعاتش، خون از بدن ما كه مى‏رود خودش آب و شير كه مى‏خوريم باز بدن خون سازى مى‏كند اين حيات توى نباتات است - حياة حيوانى: زاد و ولد توى حيوانات هم هست . - حياة انسانى: كه قرآن مى‏فرمايد: پيامبر«دعاكم لما يحييكم»: پيغمبر دعوت مى‏كند براى چيزى كه شما را زنده مى‏كند. مگر ما مرده‏ايم نه نفس مى‏كشيم زاد و ولد هم داريم اما از نظر فكرى ممكن است فكر ما مرده باشد. پيامبر «صل الله‏عليه واله‏و سلم» مى‏آيد دعوت مى‏كند براى چيزى كه شما را احياء مى‏كند. ا

رحمت يا خشونت براساس عدالت

همه جا هم خوب نيست تنها صفتى كه همه جا خوب است عدالت است، عدالت با دوست، با بچّه، با دشمن، با همسايه، با حكومت، بالا دست، عدالت صفتى است كه هميشه خوب است. غير از عدالت تمام صفات هميشه خوب نيست مثلاً سخاوت هميشه خوب نيست، همه جا آدم سخاوت داشته باشد نه بعضى از جاهاهم بايد مشتش هم باشد عبادت همه جا خوب نيست. يه كاروان از مكّه آمدند گفتند: آقا يه كسى توى كاروان ما بود چقدر گريه مى‏كرد ،هر جا مى‏رسيديم نماز مى‏خواند. حضرت فرمود: كار هايش را چه كسى مى‏كرد؟ گفت: من گفت: نمى‏خواست، از زير كار در مى‏رفت براى اينكه ظرف بشويد مى‏رفت نماز مى‏خواهند. بعضى بچّه هامى خواهند توى خانه كار نكنند مى‏دوند، ميدوند، كتابخانه، مادرشان توى صف نانوايى است اين آقا مطالعه مى‏كند. تحصيل همه جا خوب نيست. امام حسين «عليه السلام» را كربلا كشتند. آمد نو توى مسجد كوفه بحث راه انداختند كه خون پشه، بعضى از بحث‏هاى علمى چيز است يادم رفت كلمه‏اش را، سبب مغالطه كردن و گيج كرده مردم است. مثلاً يه كارى مى‏خواهند بكنند. فرض كنيد يك بازى‏هاى بين المللى راه مى‏اندازند توى همان برنامه كه مردم و جوانهافكر او هستند يك كارى را انجام دهند مثل بنده من خودم اين كار را انجام مى‏دهم مثلاً مطالعه مى‏كنم و بچّه يا نوه هايم مى‏خواهد مزاحم شود من براى اينكه او را سرگرم كنم انگشترم را در مى‏آورم مى‏اندازم اون اطاق برو بردار تا اين را سرگرم انگشتر مى‏كنم خودم مطالعه مى‏كنم. خيلى وقتها جامعه ما را به يك چيزى سرگرم مى‏كنند كه كار ديگرى انجام بدهند، از اين شيطنتها بوده، در بقيع چهار امام ما امام سجاد و امام باقر و امام صادق و امام حسن مجتبى «عليهم السلام» گنبد و بارگاه داشت، آنها را خراب كردند، ايران راهپيمايى راه افتاد رضا شاه عكس راهپيمايى را برداشت فرستاد براى اربابهايش گفت مردم راهپيمايى مى‏كنند كه ما احمد شاه را نمى‏خواهيم رضا شاه را مى‏خواهيم اصلاً از چى به چى . قبرستان بقيع‏را خراب مى‏كنند مردم از غم اهلبيت «عليهم السلام» راهپيمايى مى‏كنند عكس غم اهلبيت «عليه‏السلام»را رضا شاه مى‏فرستد براى اينكه مردم راهپيمايى مى‏كند كه ما رضا شاه مى‏خواهيم. گاهى وقتها از همه چيز سوء استفاده مى‏كنند، تحريف مى‏كنند همه چيزى را. يك چيزه ديگه بوديك چيزه ديگه، «اصلاً 180 درجه نه دو، سه درجه گاهى وقتها مردم منحرف مى‏شوند . من به يك كسى گفتم قبله چه جورى است گفت، مثل خودتان كنى انحراف دارد« خنده حضار» گاهى يك كسى كمى انحراف دارد طورى نيست وقتها هم 180 درجه، يعنى كچل،كچل است ميگويند زلفى «خنده حضار» هيچى اش به هيچى نمى‏خورد. فلسفه قصاص: پس ببينيد قصاص دستورى است حق، و خشونت هم بعضى جاها درست است. ولى اصل با رحم است، رحمت سر جايش و خشونت هم، در نماز مى‏گوييم «الرحمن الرحيم» هم مى‏گوييم «مغضوب‏عليهم» يعنى مورد غضب شده. پس در يك سوره حمد اوّلش رحمت و آخرش مغضوب، البتّه رحمتش بيشتر است، رحمتش 6 تا يكبار در حمد مى‏گوييم «بسم الله الرحمن الرحيم» دوباره بعد از «الحمد» مى‏گوئيم «الرحمن الرحيم»چهار تا توى قل هوالله هم مى‏گوئيم«بسم الله الرحمن الرحيم». يعنى 6 تا رحم است اما يك مغضوب هم هست با همه نمى‏شود با رحم رفتار كرد. بعضى‏ها اصلاً نمى‏شود، قاتل است آقا با قاتل مى‏خواهى چكار كنى.. ضمناً همين آقايى كه مى‏گويد قاتل را نكشيد. هيجانى است، بفرستيد كارگاه كار كند. همين آقا اگر بچّه خودش را بكشى حاضر است بگويد. چون برادر مرا كشته مى‏گويد، هيجانى است. اگر برادر خودش باشد مى‏گويد نه تنها خودش را بايد كشت. خانه‏اش راهم بايد خراب كرد. چون برادر مرا كشته حالا حالا روانشناسى و دامپزشك و جامعه شناس شده امّا اگر جوجه‏هاى خانه‏اش را بكشى از مغول بدتر است و اسب همسايه ببخشيد مرغ همسايه غاز است

حالا، در اسلام یه نمونه هایى را برایتان بگویم: همین نمازى که مى‏خوانیم دلیل نماز چیست؟ نماز چهار تا دلیل دارد توى قرآن: دلیل نماز؟ ۱ – تشکّر: بالاخره اگر من یه دوربین عکاسى بدهم به شما، تشکر مى‏کنى خدا دو تا دوربین به شما داده، دو تا چشم. اگر کسى یه چراغ قوّه بدهیم از او تشکّر مى‏کنم، خداوند خورشید به ما داده. «و جعلنا فوقکم سراجا و هاجا»: مفت قرآن مى‏گوید: فلیعبدوا: یعنى باید عبادت کنند بعد مى‏گویند مى‏دانى چرا؟ براى اینکه: «اطعمهم من جوع» یعنى از گرسنگى شما را نجات داد « و امنهم من خوف» «تشکّر کنید» او شما را از ترس، امنیت داد، از گرسنگى غذا داد، از دلهره‏گى امنیّت داد تشکّر کنید. «واعبدو ربکم» چرا؟ «خلقکم والذین من قبلکم» یه دلیل نماز تشکر است . آنوقت انسانى که نماز نمى‏خواند یعنى انسان بى خیال. بى تشکّر است.

رشد و کمال، دوّمین فلسفه نماز

دو چرا نماز بخوانیم؟ ۲ – نماز کارخانه سازندگى است. چطور؟ براى اینکه: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر»: شما یه نماز خوب بخوانى مثل نوزادى که شیر مى‏خورد. یه بچّه‏اى که شیر مادرش را مى‏خورد یه غذاى کامل خورده است. یعنى هر چى بدن نوزادمى خواهد خدا توى شیر مادر قرار داده. اگر بدن قند مى‏خواهد چربى، آب، کلسیم، فسفور، هر چى بدن مى‏خواهد خدا در شیر مادر قرار داده . و هر چى کمال هست خدا در نماز قرار داده، ادب در نماز است. آقا حرف مى‏زند هیچى نگو، انتخابات در نماز است. آقا را قبول ندارى برو یه مسجد که آقایش را قبول اش دارى، تواضع توى نماز است. نگو من هفتاد سالم هست و این آقا سى سالش است، اگر گناهى از او سراغ ندارى، امتیازات توى نماز است، ارزشها توى نماز است مى‏گویند صفِ اول کسى باشدکه ارزشهاى بیشترى داشته باشد. صفِ اوّل جماعت اون کسى که علم و تقوایش بیشتر است او صفِ اوّل باشد. حضور در صحنه،«قد قامت الصلوة» همه حاضر مى‏شوند. مسواک در نماز است .وضو مى‏گیرى مسواک مى‏کنى، نشاط توى نماز و پاکى، با لباس پاک حقوق مردم، دگمه و نخ لباس اگر دزدى باشد نماز باطل است، استقلال رو به قبله مى‏ایستید. چون اگر اینور بایستیم یهودى‏ها اینور مى‏ایستند و اگر اینور بایستیم جزء حزب یهودى هاهستیم و اگر اینور بایستیم جزء حزب مسیحى‏ها هستیم پس باید به طرفى بایستیم که جزء حزب این و آن نباشیم، آمریکا هیچ غلطى نمى‏تواند بکند، چون توى نماز مى‏گویى «الله اکبر» خدا بزرگ است اگر کسى واقعاً خدا در پهلویش بزرگ باشد غیر خدا پهلویش بزرگ نیست. رئیس جمهور آمریکا هم باشد با یک عطسه چونه‏اش کج مى‏شود. یعنى انسان با یک عطسه سکته مى‏کند. کسى چیزى نیست. یاد شهدا در نماز است مهر کربلا، ورزش، حرکات رکوع و سجود، رابطه با خورشید، براى شناخت ظهر«لدلوک الشمس» رابطه با ماه براى نمازهاى مستحب، رابطه با ستاره براى شناخت قبله از ستاره‏ها استفاده مى‏کنند. رابطه با آب در وضو و غسل، با خاک در تیمّم و سجده، رابطه با فقرا، نماز و زکات در قرآن با هم است.«یقیمون الصلوة، یؤتون الزّکاة» «اقیموالصلوة. آتوالزکاة» با هم است مردمى بودن، همه توى نماز مردمى هستیم همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اینطور نیست که مثلاً پولدارها صف اول ،متوسطها صف دوّم. همه باهم «سمع الله» بغلت کیه، اینور کیه؟ آقا اینورى من باید کى باشد و اینورى من کى باید و نباید ندارد همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اصلا نماز یه کارخانه سازندگى است درست مثل شیرى که بچه مى‏خورد همه نیازهاى بدنش تأمین مى‏شود، یه نماز خوب انسان را اداره مى‏کند. دیگه چرا نماز بخوانیم؟